{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیلی احمق بودم

خیلی احمــــــق بودم

که احمــــــــقانه کـــــــسیو دوس داشــــتم

که عاشـــــــقش بودن حماقت محـــــــض بود
دیدگاه ها (۲)

فرو خوردم ز غیرت گریهٔ مستانهٔ خود رافشاندم در غبار خاطر خود...

بی تو آوارم و در خویش فرو ریخته امای همه سقف و ستون و همه آب...

نه....تو دروغگو نیستی؛من حواسم پرت است...گفته بودی دوستم دار...

عشق یڪ طرفہ تجربہ عاشقانہ نیستتنهایے عاجزانہ است .

گیگیلیییی

راجب حماقت مشترک چیزی گفته بودم ؟ بهای زیادی براش دادم خیلی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط