{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌ #خاطره شیرین الاغ سواری در روستا از زبان #هاشمی_رفسنجان

‌ #خاطره شیرین الاغ سواری در روستا از زبان #هاشمی_رفسنجانی

هاشمی رفسنجانی درباره دوران زندگی خود در روستا و اینکه تابه‌حال رادیو، اتوبوس، ماشین و شهر ندیده بود، می‌نویسد: پول نقد هم ارزش خاصی داشت، وقتی کسانی می‌رفتند بیرون روستا و با پول نقد برمی‌گشتند، برای ما خیلی جالب بود؛ استفاده از رادیو متعارف نبود، چنان‌که من، پیش از بیرون آمدن از روستا، رادیو ندیده بودم.

پاییز سال 1337 بود، ... برای سفر آماده شدیم، برای من اولین سفر از روستا بود، پیش از آن تنها یک‌بار تا حدود یک‌فرسخی، بیرون رفتن از روستا را تجربه کرده بودم؛ مسافت روستا تا جاده اصلی را با الاغ طی کردیم، آن روزها در روستای ما ماشین نبود و سفر با الاغ خیلی شیرین بود.

فاصله روستا تا جاده اصلی رفسنجان – یزد، هفت فرسخ بود که معمولاً یک روز طول می‌کشید، در روستایی نزدیکی جاده، به نام بیاض اتراق کردیم.

... گویا سه روز طول منتظر ماندیم تا یک ماشین باری پیدا شد، نزدیک صبح به یزد رسیدم، اولین بار بود که شهر را می‌دیدم؛ ... چند روز در یزد ماندیم تا پدر در تماس با تاجری که با او دادوستد داشت، پول تهیه کند یا حواله بگیرید ... به‌هرحال هزینه سفر فراهم شد و پس از تهیه بلیت برای اولین بار، اتوبوس سواری را هم تجربه کردم، اتوبوسی قراضه، با خراب شدن و پنچر شدن مکرر و جاده‌های خاکی، بالأخره به قم رسیدیم، با همه سختی‌هایش برایمان جالب و شیرین بود.

پی نوشت: لازم بذکر است سال گذشته #هاشمی منتقدان خود را #روستایی خطاب کرده بود : "دیروز در کوچه روستایشان می گشتند ، امروز انقلابی شده اند
دیدگاه ها (۴)

پارت ۱۹ — چند روز در روستایونگی مجبور شد چند روز در روستا بم...

خانوم مدیرعاملپارت ۱۵ | جاده‌ی فرانسهصبح روز بعد، همه‌چیز بر...

▫️🛖 رونمایی از پوستر رسمی سریال «آسباد»همزمان با آغاز پخش مج...

▫️🛖 رونمایی از پوستر رسمی سریال «آسباد»همزمان با آغاز پخش مج...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁸ویو میکا_____صبح هنوز ...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟕صبح روز بعدمانیا جلوی در عمارت منتظر جی...

🍷 Red Wineپارت ۲۶ — علامتماشین با سرعت از جاده‌ی خیس دور می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط