{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گم شده ام در اعماق وجودی به اسم من

گم شده ام در اعماق وجودی به اسم من

اسیر شده ام در کالبدی به اسم تن

به چهره ام که نگاه می کنند

مملو از جوانی ام

به خود که می نگرم فقط

فریاد خستگی را می بینم

مدت هاست تنهام

نه اینکه آدمی در اطرافم نیست نه

اما در این همهمه لبریزم از سکوت محض

گاهی پر می شوم از خلا تنها کسی که

کنارم باشد

طوریکه تصمیم به رها شدن

از تنهایی می گیرم

اما هنوز هیچ چیز را شروع نکرده

پشیمان می شوم

نه اینکه نخواهم نه

اما انقدر پرم از خالی بودن

که چیزی از جنس شروع مجدد

در خودم نمی یابم ...
دیدگاه ها (۷)

می گویند ولنتاین روز عشق استمن نه عشقی می بینمو نه احساسییک ...

خط به خط ، اشک نویسی مرا می خوانیرفتنت ، رفتن جان است ، خودت...

بوی عطری آشنا تو رایک روز بیدار خواهد کرد ، حتی اگر یک عمرخو...

گاهی باید حواسمان بهآدم های کنارمان باشد تا جلوی راه را نگیر...

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط