{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتی از آن عمر سرتاسر زمستان یادگار*

گفتی از آن عمر سرتاسر زمستان یادگار*
بی نهایت شعرسرما خورده داری، میخرم *
دیدگاه ها (۳)

چشم من درحسرت موی بلندش مانده چون *دلبرم خیلی حجابش را رعایت...

خزان بنشت و گل باباد ها رفت*چه آسان می شود ازیاد ها رفت*

گفتی احساس به یغما برده داری، میخرم*باغبانی و گل پژمرده داری...

جای فریاد و سرور کودکانه دردلت*گفته بودی عندلیب مرده داری، م...

+باهات ساختم ولی بهم بد کردیبی اهمیتی کردیذوقمو کور کردیاجاز...

بیا و برایم بنویساز گل‌هایی که در قلبم کاشتیتا هر بار که واژ...

از سرتاسر زندگیش بیزار شد ، از همه چیز و همه کس سر خورده بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط