من حرف با خدای خودم می زنم نه دوست

من حرف با خدای خودم می زنم، نه دوست

وقتی کلید هست، چه حاجت به در زدن ؟

#سید_سعید_صاحب_علم
دیدگاه ها (۱)

به عمق آبی دریای واژگون می دوختوشعرهای خوشی چون پرنده ها می ...

خوبی؟خوشی؟خوشبخت‌هستی‌بعدِ من آیا؟من هم که خوبم! مُرده‌ام، ق...

جای دارو دکترم تنها "سفر" تجویز کردگفت گاهی دل بریدن "رو به ...

و تنهاییاتفاق سنگینی ستکه هر شبدر آغوش من می افتد.شب خوش

پروانه ام پر می زنم دورت بگردمبر شعله ات سَر می زنم دورت بگر...

می گویند در خواب هایم هذیان می‌گویم.اما هیچکس نمی داند با تو...

دیل نسبت؟لطفا همه ی نسبتام. که. می خوان‌ دیل. بزنن. پیام بزا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط