{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Forest Vampire

Forest Vampire
Part 43





رئیس. ازتون ممنونم قربان.. (تعظیم کرد
ته یان. نیازی نیست از من تشکر کنی باید از خود این دختر تشکر کنی چون خودش با پای خودش برای نجات عشقش ومد بیرون حالام بزار زحمت هاش هدر نره کنار جونگ کوک زندانیش کنین تا چند دقیقه دیگه فرمانه اعدامشون در حضور درخت بزرگ انجام میشه (پوزخند تمسخر آمیز
رئیس. بله قربان.... بندازینش تو سلول
سربازها. بله قربان ( ا/ت رو کنار جونگ کوک زندانی کردند
ته یان. این بار خوب مراقب باشین فرار نکنن اگر نه به جای اینا شماها میمیرید ( جدی
رئیس. سربازها. بله قربان
ته یان. خوبه... ( رفت داخل عمارت
رئیس. شنیدین که ارباب چی گفتن پس تمام هواستون رو جمع کنید
سرباز ها. چشم قربان
رئیس. خوبه... من میرم تا در جلسه انتخاب فرمانروای بعدی شرکت کنم..... ( برای انتخاب فرمانروا حتی پایین ترین مقامات هم میتونستن در جلسه حضور داشته باشن و نظر بدن اما در عوض مردمشون هیچ اختیاری برای انتخاب فرمانروا ندارن
( سرباز ها تعظیمی کوتاه کردند و هر کدوم دور سلول جونگ کوک نگهبانی دادن)
جونگ کوک. ا/ت........ مگه بهت نگفتم هر چی شد بیرون نیا...... اخه چرا همچین کاری کردی دختر چرا؟
ا/ت. اگه نمیومدم ذستتو قطع میکرد... نمیتونستم یه جا وایستم و چینین چیزی رو ببینم
جونگ کوک. به خاطر من ومدی؟ که نجاتم بدی؟ تو که احساسی نسبت به من نداشتی... میتونستی بزاری بری و جونت رو نجات بدی
ا/ت..... میدونم.... ولی موندم...... چون........ چون.......... دوست دارم...... ( آخرش رو آروم گفت
جونگ کوک. شوخی خوبی بود..... ولی کاش میرفتی ا/ت....... حداقلش این بود که زنده میموندی
ا/ت. چرا فکر میکنی دارم باهات شوخی میکنم؟.... من جدی گفتم..... بعدم زنده میموندم که چی بشه؟ دوباره برگردم به همون زندگی خسته کننده ام؟..... من یک بار برای زنده موندن خودم دوستامو فدا کردم..... دوستایی که از همه چیز تو این دنیا بیشتر برام با ارزش بودن و هوانو داشتن.... کسایی که مانع خودکشیم شدن.... من چینیم کسایی رو از دست دادم....... قبلشم پدر و مادرم..... من دوبار عزیزترین افراد زندگیمو از دست دادم.....دیگه نمیخام کس دیگه ای رو هم از دست بدم....... نمیخام بمیری جونگ کوک نمیخامم....... یا حداقلش... میخام....... میخام..... با تو بمیرم... دیگه نمیخام تو تنهایی زندگي کنم..... نمیخام... ( گریه و اروم
جونگ کوک. باشه...... با هم میمونیم..... اروم باش

( ادمین. جونگ کوک ا/ت رو بغل کرد و اروم نوازشش کرد تا اروم بشه اما با هر دست نوازشی که به سر ا/ت میزد گریه اش برای تمام عزیزاتش که از دست داده بیشتر و بیشتر میشد تا حدی که جونگ کوک هم کمی همراه با ا/ت گریه کرد حالا باید دید که تقدیر برای ون ها چی در نظر گرفته؟.... آیا ونا میمیرن ؟ یا زنده میمونن؟.......




ادامه دارد.......
دیدگاه ها (۱)

Forest VampirePart 44 ( عکس ها وایب جنگل از عمارت زیر زمینی ...

بچه‌ها امروز تولدم بود ❤️امیدوارم تو سال جدید زندگیم بتونم ب...

تولدت مبارک نامجونیییییییی😍😍❤️❤️‍🔥❤️🥰🥳🥳🥳

تولدت مبارک بهترین لیدر دنیا 🥳🥳🥳🥳🥳🥳❤️🥰🥰❤️❤️❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤...

پارت ۶🖤❤️خوناشام خشن من❤️🖤 ا/ت: اصلاً ریدم دهنت جونگ کوکاجون...

پارت ۶🖤❤️خوناشام خشن من❤️🖤 ا/ت: اصلاً ریدم دهنت جونگ کوکاجون...

"سرنوشت "فصل ۲p,25...ا/ت : هوم .....نینی ساکت شد ...اروم بغل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط