{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت اول

پارت اول

تهیونگ: مثل همیشه ساعت نه بیدار شدم باید ساعت ده برم کمپانی چون با اعضا تمرین دنس داریم هی

به سمت دستشویی رفتم بعد از کار های مربوطه بیرون اومدم به ساعت نگاه کردم ساعت ۹:۳۰بود سوار ماشین شدم به سمت کمپانی حرکت کردم

وقتی رسیدم همه اعضا اومدن بودن شروع کردیم به تمرین که وسط تمرین مربی صدامون زد

مربی: خوب بچه ها بیاین میخوای بهتون یه نفر معرفی کنم

همه به سمت مربی رفتیم معلوم بود یه نفر پشت مربیه ولی صورتش قابل دیدن نبود
مربی:خوب این جونگکوکه عضو جدید گروه قراره به عنوان وکالیست و دنسر فرعی توی گروه باشه


ذهن جونگکوک(وای خدایااا کمک دارم آب میشم استرس دارم اگه از من خوششون نیاد چی؟ هی جونگکوک حواست رو جمع کننن)

جونگکوک: سلام به همگی من جونگکوکم

جیمین اولین نفر رفت و با جونگکوک دست داد

جیمین: سلام من جیمینم و لیدر وکال خوشبختم

جونگکوک: همچنین

بعد از جیمین نامجون به سمت جونگکوک اومد

نامجون: سلام من نامجونم لیدر گروه خوشبختم کوچولو

جونگکوک: منم خوشبختم ولی کوچولو نیستمم

نامجون و اعضا خندیدن
نامجون: باشه✨️
همه اعضا خودشون رو معرفی کردن نوبت تهیونگ بود که........


لطفا نظرتون بهم بگی و حمایت یادتون نره پرنسس ها ✨️🌷🫂( ببخشید اگه بد نوشتم)
#شیپ #فیک #فیکشن #تهکوک #اسمات #یونمین
دیدگاه ها (۶)

پارت سومتهیونگ به سمت جونگکوک رفت جونگکوک بین دستاش گیر اندا...

پارت دومذهن تهیونگ:( اصلا از این پسر جدیده خوشم نمیاد معلومه...

سلام پرنسس ها این کانال خودمه توی سروش خوش حال میشم عضو بشی...

پارت معرفی:نکته :ژانر رمان امگاورس هستتهیونگ: ۲۸ ساله الفا آ...

پارت 5 عضو هشتم بی تی اس

هشتمین_آرزوپارت 1ویو ات:یه مدت میشد که به عنوان عضو هشتم بی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط