بازی_در_خون🍷🔪
بازی_در_خون🍷🔪
پارت سیصد 🍷🔪
صداش و برد بالا
+با توام
آروم خواستم حرف بزنم که یقمو گرفت
اشک تو چشماش حلقه زده بود
+بچه هام کوشن؟ اون عوضی میخواست بکشه منو ...ولی بچه هام..
گریه نمیزاشت حرف بزنه
از کی حرف میزد؟
کدوم عوضی میخواست بکشتش؟
+کی و میگی؟!
حالش انقد بد بود که متوجه حرفم نشد
_الکی میگی یکی زنده مونده اونم مرده نه؟
پوفی کشیدم
خم شدم سمتش
لب ا م گذاشتم رو ل ب ا ش
یه بوسه گرفتم
ساکت شد ..
+یکیش خوبه ولی یکی مرده خب؟!
قطره اشک از چشمش ریخت
-کدومش؟
خودمم نمیدونستم
نمیدونستم بلا به سر کدوم اومده
دخترم
یا پسرم..
پارت سیصد 🍷🔪
صداش و برد بالا
+با توام
آروم خواستم حرف بزنم که یقمو گرفت
اشک تو چشماش حلقه زده بود
+بچه هام کوشن؟ اون عوضی میخواست بکشه منو ...ولی بچه هام..
گریه نمیزاشت حرف بزنه
از کی حرف میزد؟
کدوم عوضی میخواست بکشتش؟
+کی و میگی؟!
حالش انقد بد بود که متوجه حرفم نشد
_الکی میگی یکی زنده مونده اونم مرده نه؟
پوفی کشیدم
خم شدم سمتش
لب ا م گذاشتم رو ل ب ا ش
یه بوسه گرفتم
ساکت شد ..
+یکیش خوبه ولی یکی مرده خب؟!
قطره اشک از چشمش ریخت
-کدومش؟
خودمم نمیدونستم
نمیدونستم بلا به سر کدوم اومده
دخترم
یا پسرم..
- ۵.۳k
- ۲۸ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط