ملکه من
ملکه من:
P2:
ویو جیمین:
هانا برام تکراری شده و البته خیلی داره دخالت میکنه این مجلس در تالار غربی برای تولدشه که قراره بهش بگم که میخوام باهاش به هم بزنم من تنها یه قصد برای داشتن همراه با خودم دارم اونم اینه که بقیه دخترا ول کنم بشن اما هانا حد خودشو نمی دونه وقتی گفتم هانا رنگ گل هارو نپسندیده راحت میشد چهره ی تو هم رفته یا ا.ت رو دید با مزه بود اینکه آنقدر جو ماشین سنگین بود داشت هر دومون رو عزیت میکنه پس سر بحث رو باز کردم
جیمین:برنامت برای گل ها چیه؟
ا.ت:اممم حالا که فکر میکنم سفید فضا رو خیلی سنگین و مجلسی نشون میده اگه فضا ی عاشقونه و گرم میخواین رنگ نور پردازی رو تیره تر کنیم و از گل های رز قرمز استفاده کنیم برای ورودی از شمع وارمری استفاده کنیم تا فضا گرم بشه
جیمین:باهات موافقم اما من قراره تو این مهمونی باهاش به هم بزنم یکم زیاده روی برای یک جنده نیست؟
ا.ت:شما.... دارید جدی صحبت میکنین؟
جیمین:البته......خب دیگه بریم
ا.ت:آها آبی چطوره؟(زوق)
جیمین:آبی؟
ا.ت:آره آبی هم غمه هم وایب جالبی داره با نور تاریک عالی میشه
جیمین:راست میگی قبوله گل ها با من نور رو تو هماهنگ کن تا بریم برا شام
ا.ت:چشم
باورم نمیشه این دختر نابغست آخه کی فکرشو میکرد یه مجلس غم به این زیبایی برگذار بشه غذا هارو هم انتخواب کردیم و من ، ا.ت رو به خونش رسوندم و رفتم سر کار ، یه چیز کوچیک باید برمیداشتم
P2:
ویو جیمین:
هانا برام تکراری شده و البته خیلی داره دخالت میکنه این مجلس در تالار غربی برای تولدشه که قراره بهش بگم که میخوام باهاش به هم بزنم من تنها یه قصد برای داشتن همراه با خودم دارم اونم اینه که بقیه دخترا ول کنم بشن اما هانا حد خودشو نمی دونه وقتی گفتم هانا رنگ گل هارو نپسندیده راحت میشد چهره ی تو هم رفته یا ا.ت رو دید با مزه بود اینکه آنقدر جو ماشین سنگین بود داشت هر دومون رو عزیت میکنه پس سر بحث رو باز کردم
جیمین:برنامت برای گل ها چیه؟
ا.ت:اممم حالا که فکر میکنم سفید فضا رو خیلی سنگین و مجلسی نشون میده اگه فضا ی عاشقونه و گرم میخواین رنگ نور پردازی رو تیره تر کنیم و از گل های رز قرمز استفاده کنیم برای ورودی از شمع وارمری استفاده کنیم تا فضا گرم بشه
جیمین:باهات موافقم اما من قراره تو این مهمونی باهاش به هم بزنم یکم زیاده روی برای یک جنده نیست؟
ا.ت:شما.... دارید جدی صحبت میکنین؟
جیمین:البته......خب دیگه بریم
ا.ت:آها آبی چطوره؟(زوق)
جیمین:آبی؟
ا.ت:آره آبی هم غمه هم وایب جالبی داره با نور تاریک عالی میشه
جیمین:راست میگی قبوله گل ها با من نور رو تو هماهنگ کن تا بریم برا شام
ا.ت:چشم
باورم نمیشه این دختر نابغست آخه کی فکرشو میکرد یه مجلس غم به این زیبایی برگذار بشه غذا هارو هم انتخواب کردیم و من ، ا.ت رو به خونش رسوندم و رفتم سر کار ، یه چیز کوچیک باید برمیداشتم
- ۵.۶k
- ۱۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط