{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرام را از گرگ ها آموختم! هرگاه نجوای دردشان را بر سر کوه

مرام را از گرگ ها آموختم! هرگاه نجوای دردشان را بر سر کوهی می برند، هرکدام که می شنوند برای همدردی زوزه می کشند.. نه ما انسانها که از صدای گریه های هم زیر لب می خندیم...
دیدگاه ها (۱)

همــــیشـه دقــیقا وقـــــتی پـُر از حـــرفی وقتـــی بغــ...

لعنت به همه ی حرفهای ناگفته ی من… چه بیرحمانه آزارم میدهند! ...

کسی که دل تو براش میتپید،چیشد بیخبررفت و تنهات گذاشتدوسش داش...

عشق یعنیوقتے با اون هیکلش که از من بزرگ ترهبا اون قدش ڪ از م...

دستت را میگذاری روی مرزی ترین نقطه وجودت یک حس گمشده آهسته ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط