{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌"سایه ها"

‌"سایه ها"

روزی می رسد
انسان همه چیزش را گم می کند
و آخرتر از همه سایه اش را
اما این ازدحام بزرگ، پیش از مرگ
گم کرده است سایه اش را.
از این بدتر عصری ست که در آن زندگی می کنیم
سایه‌ها آدم هایشان را گم کرده اند
سایه هایی بی آدم
و نیز نمی دانند که صاحبی ندارند
آدم هایشان را گم کرده اند و از آن بی خبرند
پرسه می زنند در زمین و آسمان
سایه هایی که خود را انسان می پندارند.
دیدگاه ها (۲)

قصه ی تنهایـــی امهر شبتکرار میشود...پناه آخـــرم باشدر فصلد...

سالها دل غرق آتش بود وخاکستر نداشتباز کردم این صدف رابارها گ...

تو را دوست دارم، ولی رو نکردم فقط شعر گفتم، هیاهو نکردم نگفت...

باکسی نباش که!از بی کسی می خواهد باتو باشدباکسی باش کهازبین ...

می‌دانم که تو نیز شب‌هایی را در زندگی‌ات تجربه کرده‌ای که گو...

درجنگ زندگی همون سالم موندن دلش

گاهی اوقات ما انسان ها فکر می کنیم زمانی که بمیریم دفتر زندگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط