{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبها که میگیرد دلم، یاد تو را تن میکنم

شبها که میگیرد دلم، یاد تو را تن میکنم

تنها به یاد بودنت، احساس بودن میکنم

خود را بغل میگیرمو، از بین این دیوارها

تنها به شوق یاد تو، سودای رفتن میکنم.
دیدگاه ها (۱)

دوست داشتنت معصیتی بود که هرگز نتوانستم ازآن توبه کنملیکن عج...

خبـرازیـارنـدارمـ وچـه بےتـاب شـدمـهمچـوشمعے زغـمـ دورےجـان ...

من کیم تا یار بی پروا به فریادم رسد؟آه صبح و گریه شبها به فر...

از چشمهایم میشود فهمید بارانمدلتنگی ات مثل خوره افتاده بر جا...

احساس عجیبی‌ست...🖊 احساس عجيبى‌ست، اين احساس ماندگارىِ تو و ...

« این یه کبوتر مزخرفه! » اما تو اونقدر کتاب خون نیستی که متو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط