dangers love pt
dangers love (pt 17)
•هیچی بابا،باشه
تهیونگ سرشو اورد نزدیک تر و توی گوشی جیمین رو دید زد.
_اِوا،تو به این میگی هیچی؟
•نـــ-نه،یعنی چیزه
_اوی پشمام،یونگی رو میخوای؟
•نــ-نـــ-نه
_آهان تو راست میگی!
«فردا صبح»
تهیونگ تازه رسیده بود به شرکت.
*امروز یه پروژه ی جدید داریم برای شرکت
_چیه؟
*میخوایم یه رختکن بزنیم.
_اوه خوبه
*محض اطلاع رئیس جئون هم اونجا عوض میکنه
تهیونگ با صورتی سرخ شده موافقت کرد و رفت سرکارش.
_آخ من که میدونم جئون چرا میخواد پیش ما عوض کنه!
*تهیونگ برو دفتر جئون،چرا این روزا تورو خیلی احظارت میکنه؟
_مــ-من نمیدونم
*باشه سریع تر برو
«توی دفتر جونگکوک»
_منو میخواستید؟
+آره،میشه کمکم کنی؟
_بله بگید
+من صاحبتم تو از این به بعد مال منی
_جئون فکر کردی میتونی منو مال خودت کنی؟!
+فکر نمیکنم مطمئنم
جونگکوک با ناخن های بلند دست به کمر تهیونگ گذاشت و شلوار تهیونگ رو دراورد.
_ول کن
+حالا بهترشم میکنم
جونگکوک تهیونگ رو گذاشتم روی میز و بهش ادانه داد تا یکی در زد
+برو زیر میز قایم شو،بیا داخل
*قربان مدارکتون
+آهان باش دیگه برو
_چشم.
+میتونی بیای بیرون تهیونگ
تهیونگ سریع شلوارش رو پوشید بدون هیچ حرفی از دفتر خارج شد و رفت توی دفتر خودش!
_آه،نباید بلبل زبونی میکردم اون تاالان هم تونسته منو بگیره
یکی در میزنه
_اگه بزارن من یه دقیقه بشینم!بفرما
*بریم رختکن رئیس جئون میخواد فیلم بگیره.
تهیونک و بقیه ی همکارهایش به سمت رختکن جدید رفتن. همه از زیبایی رختکن صحبت میکردند ولی تهیونگ تز زیبایی جونگکوک!
+امروز من میخوام به کارکانانم اعتراف کنم که واقعا براشون احترام قاعل هستم و میخوام توی یه محیط خوب کار کنن.
_ژون«داره با خودش حرف میزنه»
بعد از تموم شدن جشن و شادی و حرف زدن همه رفتن بیرون تهیونگ میخواست بره بیرون...
ادامه دارد...
•هیچی بابا،باشه
تهیونگ سرشو اورد نزدیک تر و توی گوشی جیمین رو دید زد.
_اِوا،تو به این میگی هیچی؟
•نـــ-نه،یعنی چیزه
_اوی پشمام،یونگی رو میخوای؟
•نــ-نـــ-نه
_آهان تو راست میگی!
«فردا صبح»
تهیونگ تازه رسیده بود به شرکت.
*امروز یه پروژه ی جدید داریم برای شرکت
_چیه؟
*میخوایم یه رختکن بزنیم.
_اوه خوبه
*محض اطلاع رئیس جئون هم اونجا عوض میکنه
تهیونگ با صورتی سرخ شده موافقت کرد و رفت سرکارش.
_آخ من که میدونم جئون چرا میخواد پیش ما عوض کنه!
*تهیونگ برو دفتر جئون،چرا این روزا تورو خیلی احظارت میکنه؟
_مــ-من نمیدونم
*باشه سریع تر برو
«توی دفتر جونگکوک»
_منو میخواستید؟
+آره،میشه کمکم کنی؟
_بله بگید
+من صاحبتم تو از این به بعد مال منی
_جئون فکر کردی میتونی منو مال خودت کنی؟!
+فکر نمیکنم مطمئنم
جونگکوک با ناخن های بلند دست به کمر تهیونگ گذاشت و شلوار تهیونگ رو دراورد.
_ول کن
+حالا بهترشم میکنم
جونگکوک تهیونگ رو گذاشتم روی میز و بهش ادانه داد تا یکی در زد
+برو زیر میز قایم شو،بیا داخل
*قربان مدارکتون
+آهان باش دیگه برو
_چشم.
+میتونی بیای بیرون تهیونگ
تهیونگ سریع شلوارش رو پوشید بدون هیچ حرفی از دفتر خارج شد و رفت توی دفتر خودش!
_آه،نباید بلبل زبونی میکردم اون تاالان هم تونسته منو بگیره
یکی در میزنه
_اگه بزارن من یه دقیقه بشینم!بفرما
*بریم رختکن رئیس جئون میخواد فیلم بگیره.
تهیونک و بقیه ی همکارهایش به سمت رختکن جدید رفتن. همه از زیبایی رختکن صحبت میکردند ولی تهیونگ تز زیبایی جونگکوک!
+امروز من میخوام به کارکانانم اعتراف کنم که واقعا براشون احترام قاعل هستم و میخوام توی یه محیط خوب کار کنن.
_ژون«داره با خودش حرف میزنه»
بعد از تموم شدن جشن و شادی و حرف زدن همه رفتن بیرون تهیونگ میخواست بره بیرون...
ادامه دارد...
- ۳.۰k
- ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط