{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میخواهمت نمیدانم که بودم که خواهم بود

می‌خواهمت نمی‌دانم که بودم که خواهم بود
و چه می‌شوم اما میخواهمت تا نهایت ویرانی


#نزار_قبانی
دیدگاه ها (۱)

خوش بود لب آب و گل و سبزہ و نسرین افسوس ڪہ آن گنج روان رهگذر...

‌‌‌و فکر می کنم گاهی هنوز...کسی شبیه من تو را نگاه میکندشبیه...

جز توهیچ چیز و هیچکس دو جا و یکی نیست.هم‌زمان فرسنگ ها از من...

من که خود زاده ی سرمایشب دی ماهم !بی تو با سردی بی رحم زمستا...

در انتهای راه خویش نمی دانم آیا تو را خواهم دید

نمی دانم چه می خواهم بگویم اماغمی در استخوانم می گذرد؛❤️‍🩹#ت...

خسته ام از خود گریزانم.... نمی دانم چرا!.......3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط