{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پر و پرواز منی بال و پرم مجروح است

پر و پرواز منی بال و پرم مجروح است
جان من را بستان آفت جانم روح است

بی تو از خلقت خود نیر پریشان شده ام
آنقـَدَر اشک که از کرده پشیمان شده ام

عاشقی زخم کمی نیست که درمان بشود
عشق آن نیست که مرهم ، نمِ باران بشود

نیست شوخی که به یک خنده به اتمام رسد
یا مسافر که پس از کوچ به فرجام رسد

عشق مانند زلیخاست که از جان برود
طلبِ وصل کند تا دمِ زندان برود

عشق آن است که مجنون به سرانگشت خودش
مشقِ لیلی کند و سینه زند مُشتِ خودش

مثل شیرین که نم از چشم ترَش می آید
دلخوش از اینکه صدای تبرش می آید

عشق ! چون جامه ای از هجر لباست باشد
و میسّر نشود وصل ! حواست باشد..!
دیدگاه ها (۲)

رقص با تو !رقص عشق، رقص شبنم بر برگ گلرقص جنون و عشقبازیستمی...

این روزها چشمان من خستہ اند گاهے اشڪ گاهے انتظار این است سهم...

نگاهم کردی و پاشید از هم اقتدار منصدایم کردی ورفته است ازدست...

صادقانه دل سپردم... سرنوشتم شوم شدقلب من با رفتنت از عشق هم ...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿ صبری کنیم تا ستم او چه می‌کند؟ با ای...

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 8️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ روی صفحه‌ی گوشی‌ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط