{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

☆پارت ۵☆

☆پارت ۵☆
☆ستاره‌ای در شب☆
لو با سرعت به سمت در می دویید که یهو افتاد وقتی بلند شد دست های جوهین دور کمرم تنگ شد و دهنش بقل گوشش گفت
جوهین:نامزد قشنگم کجا در میری ؟
لورین با دست هاش صورت و دست رو کنار زد و فرار کرد به سمت در، وقتی اومد بیرون هیچ کس نبود بجز یه مرد با کلاه و ماسک دودل بود که بره پیشش یا نه ولی وقتی صداش که می گفت عزیزم دارم میام دوید سمت مرده.....
خودش بود ......جانگ بود ولی چون کلاه و ماسک زده بود نشناخته اش
لو:خواهش می کنم کمکم کن ، اون استالکر منه (استالکر=تعقیب کننده)
☆ذهن جانگ☆
این دختر که همون دختره اس ، چرا انقدر پریشونه .........گفتش که استالکر؟این پسر ** چجوری جرعت کرده دنبالش کنه!!!!!!!!!
جانگ:بیا دنبالم با ماشین می برمت خونه
لو دنبال جانگ رفت و وقتی که رسید به ماشین و در رو بست جوهین به ماشین می زد و می گفت
جوهین:هرجا باشی پیدا می کنم ... تو نمی تونی فرار کنی
جانگ از عصبانیت قرمز شده بود
ولی وقتی دید که لورین غش کرده گازش رو گرفت و رفت......
دیدگاه ها (۰)

☆چون حوصله ام سر رفته----☆

☆زیاد درست کن بریز توی بطری انگار دنیا رو بهم دادی☆♡

☆پارت۶☆☆ستاره‌ای در شب☆☆ذهن جانگ☆حالا چیکار کنم این دختره که...

✨ Part ¹² : تقاصِ ابریشمی ✨ جونگ‌کوک نعره‌ای از ته دل کشید و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط