فیک جونگکوک
{فیک جونگکوک }
این حق من نیست
p¹
امروز هم مثل روزای دیگه خسته کننده بود
من ا/ت هستم پارک ا/ت و ۲۲ سالمه
من از بچگی زندگی داغونی داشتم و هیچ وقت مثل یه آدم خوش بخت زندگی نکردم و الان توی یه رستوران کار میکنم امروز اتفاقی وقتی داشتم غذای یکی از مشتری هارو میبردم ظرف ها از دستم افتاد و شکست و اخراج شدم داشتم با عصبانیت توی خیابون های تاریک سئول قدم میزدم که به یه نفر محکم برخورد کردم .
زمین نخوردم ولی شونم خیلی درد گرفت
با عصبانیت و اون فرد نگاه کردم و داد زدم : جلوی راهت رو نگاه کنن
_جرئت داری یه بار دیگه تکرار کن ... jk
+دارم میگم جلوی راهت رو نگاه کن عوضی a/t
( ویوی ا/ت )
یه لحظه به خودم اومدم و دیدم ۱۰ تا مرد سیاه پوش دور تا درمون ایستادن و اصلحه دستشونه بدجور ترسیدم و عقب رفتم
_بدجور تو دردسر اوفتادی خانم کوچولو jk
a/t+...
_بیاریدش ... بزار نشونش بدم بی احترامی به کسی مثل من چه تاوانی داره ... jk
+نه ولم کنید ... من نمیدونم ... a/t
( بادیگارد ها ا/ت رو گرفتن و سوار ماشین کردن و به التماس های ا/ت اهمیت ندادن )
این حق من نیست
p¹
امروز هم مثل روزای دیگه خسته کننده بود
من ا/ت هستم پارک ا/ت و ۲۲ سالمه
من از بچگی زندگی داغونی داشتم و هیچ وقت مثل یه آدم خوش بخت زندگی نکردم و الان توی یه رستوران کار میکنم امروز اتفاقی وقتی داشتم غذای یکی از مشتری هارو میبردم ظرف ها از دستم افتاد و شکست و اخراج شدم داشتم با عصبانیت توی خیابون های تاریک سئول قدم میزدم که به یه نفر محکم برخورد کردم .
زمین نخوردم ولی شونم خیلی درد گرفت
با عصبانیت و اون فرد نگاه کردم و داد زدم : جلوی راهت رو نگاه کنن
_جرئت داری یه بار دیگه تکرار کن ... jk
+دارم میگم جلوی راهت رو نگاه کن عوضی a/t
( ویوی ا/ت )
یه لحظه به خودم اومدم و دیدم ۱۰ تا مرد سیاه پوش دور تا درمون ایستادن و اصلحه دستشونه بدجور ترسیدم و عقب رفتم
_بدجور تو دردسر اوفتادی خانم کوچولو jk
a/t+...
_بیاریدش ... بزار نشونش بدم بی احترامی به کسی مثل من چه تاوانی داره ... jk
+نه ولم کنید ... من نمیدونم ... a/t
( بادیگارد ها ا/ت رو گرفتن و سوار ماشین کردن و به التماس های ا/ت اهمیت ندادن )
- ۸۱
- ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط