{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشقم به تو پارت

عشقم به تو پارت ۵
آلما دمیت نیلانا رفتن بیرون از کلبه
آلما: بریم سمت جنگل
نیلانا: چییییییی من میترسم
آلما: بیا این هم باز گفت چییییییی
دمیت: نه من مشکلی ندارم بریم
نیلانا(اونجا یه حالت تاریک داره پس می تونم کارمو انجام بدم)
آلما(نیلانا به خدا پارتتت می کنم)
نیلانا: نه الان که فکر می کنم مشکلی ندارم

آلما: اگر هم باز نمیگی چییییییی بیا بریم

نیلانا: نه نمیگم
نیلانا(خب نوبت نقشم رسید)
آلما(انجام بده تا پارتتت کنم)
یکم بعد دمیت جلوی آلما بود بعد یهو نیلانا پرید رو کمر آلما
نیلانا: آلما جونمممم
وقتی این کارو کرد دمیت برگشت
بعد یه چوری آلما رو هل میده که می افته تو بقل دمیت
الان ما آلما نداشتیم 🍎🍎🍎داشتیم
دمیت عین خیالشم نبود تازه خوشحال شد
دمیت(آلما جونممم نیلانا ازت ممنونممم)
آلما ذهن دمیت رو خوند و بیشتر قرمز شد
آلما🍎🍎🍎🍎🍎🍎: نیلانا الان پارتتتت می کنم
نیلانا با سرعت نور فرار کرد و آلما هم افتاد دنبالش بعدشم نیلانا رو گرفت

آلما: نیلانا اخرین حرفت چیه
نیلانا: تو و دمیتروس بهم برسین
آلما🍎🍎🍎🍎: نیلانای کثافت

بعدش آلما دیگه بیخیال شد ولی هنوز قرمز موند

آلما🍎: امممم بنظرم بریم بهتره
نیلانا: نهههه نریم
آلما: چیشد تا همین الان که میترسیدی الان یهو میگی بیشتر بمونیم
دمیت: من مشکلی ندارم بریم اما مشکلی هم ندارم که بمونیم ولی بریم بهتره
آلما: خب نیلانا خانم راضی شدی
نیلانا: عععه اره، راستی آلما جرات حقیقت که یادت نرفتهههه هااا
آلما دوباره قرمز شد
آلما🍎🍎: نه نرفته
رسیدن به کلبه
نیلانا: همممم خیلی خوابم میاد
آلما: منم
دمیت: منم
لباساشونو عوض کردن و بعدش خوایبدن
آلما🍎🍎یواش: نیلانا خدا لعنتت نکنه
دمیت: آلما بیداری
آلما : اره خوابم نمیگیره
دمیت : منم بریم بیرون یکم ول بگردیم
آلما :باشه
شنل شونو پوشیدن و رفتن بیرون
آلما: عههه هوا چقدر سرده دارم یخ می کنم
یهو یه چیزی رو شونش حس میکنه
دمیت شنل شو گذاشته رو شونه آلما
آلما=🍎🍎🍎
دمیت: الحق که اسمت آلماست
آلما🍎🍎: چرا اینو میدی به من
دمیت : خب گفتی سردته
آلما🍎🍎:مم.. نون ولی خودت چی
دمیت: نه من اوکیم
آلما: راستی امروز بارش شهابیه بریم نگاه کنیم
دمیت : اره بیا یه جای خوب هست
و دست آلما رو گرفت و برد
رسیدن لبه ی سخره و نشستن اونجا
آلما: خیلی قشنگه
دمیت : اره
دمیت یهو یه چیزی رو شونش حس کرد و آلما خوابیده بود روی شونش
دمیت(وایییی چقدر ناز خوابیده بهتره بیدارش نکنم)
دمیت آلما رو پرنسسی بقل کرد و برد گذاشت رو تختش و خودشم خوابید
دیدگاه ها (۲)

Oshi no ko

demon slayer

Oshi no ko

Oshi no ko

عشقم به تو پارت ۳دامیان رفت پرچم رو بیارهپیش آلما گروهشآلما:...

عشقم به تو پارت ۴سمت آلما و گروهشنیلانا: پس کی میرسیمآلما: ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط