{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دخترا شرمنده من چند روزی بود که نت نداشتم ببخشید اگه منتظ

دخترا شرمنده من چند روزی بود که نت نداشتم ببخشید اگه منتظر موندید😅
اسلاید دوم:لباسی که ات حواسش نبود رفت تهیونگ مثل چی زد😔
اسلاید دوم:لباسی که رفت پوشید بعد اون ماجرا
★Part 2★

ویو ات :دیدم اجوما در و باز کردم و گفت

اجوما:سلام دختر تو باید ات باشی درسته؟

ات:بله (با لبخند گفتم😊)

اجوما:بیا تو دختر

رفتم تو

اجوما:دخترم خانوم و اقای کیم هنوز نیومد از بیرون میتونید توی اتاقتون منتظرشون بمونی من یه کاری پیش اومده واسم من میرم باشه؟

ات:(درحال فکر کردن که چطوری خونه ر بزاره رو سرش☺️)اممممم.... باشه باشه

اجوما رفت

اجوما:خداحافظ دخترم

ات:خداحافظ

رفتم توی اتاقم و وسایلمو مرطب کردم و لباسام رو در اوردم و میخواستم و لباس بپوشم که یهونی از پایین صدای در اوگد و ترسیدم و گفتم نکنه دزد باشه منم جو گرفت منو بلند شدم دمپایی بر دست و با خودم مگسکش اورده بودم و برشداشتم و رفتم پایین و یه نفر دیدم داره در کابینت و باز میکنده و چشمامو بستم دوتا زدم تو فرق سرش(حیحی انرژی زنانه🤣👍💔)

تهیونگ:اخخخخخ درد داره نکن(منو با یه حرکت گرفت و چسبونده به کابینت نامزدمووو بدین برم😂)

ات:تو کی چرا ماسک نداره مگه دزد نیستی (ولی دزد خشگل و کراشی بود😆)

تهیونگ:من الان شبیه دزدام؟( سرد)

ات:اممم...نمیدونم
یهویی به خودم اومدم گفتم ای ات خاک تو سرتتتتتت لباس نداری پشمکککککککک و تهیونگ هم فهمیدددد وایییی

تهیونگ: تو باید....ات باشی (سرد)

ات:صبح بخیر اسکل نیم ساعته خونتونم😑

تهیونگ:.............

ویو ات: وای خدا این پسر اقای کیمه من گرفتم عین چی زدمش خاکککک توسرمممم وایییی بعد از اون بدتر لباسسس تنم نیستتتت وایییی
سریع دویدم توی اتاق و لباس پوشیدم و در اتاقو قفل کردم
دیدگاه ها (۴)

اسلاید دوم: لباسی که تهیونگ تنش بود ★Part 3★صبح شد و من هنوز...

ددی فاکر

ددی فاکر

مامی کوچولو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط