{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسلاید دوم: لباسی که تهیونگ تنش بود

اسلاید دوم: لباسی که تهیونگ تنش بود
★Part 3★

صبح شد و من هنوز بیدار نشدم و گوشیم یه جور زنگ خور ایلانماسکم فهمید ایششششش خلاصه دوباره من فکر کردم که خونه ی خودمونم و همینجوری پاشدم رفتم تو حال و با دیدم مگسکش و دمپایی فهمیدم که من چه دسته گلی به اب دادم خواستم فرار کنم که محکم به یه جسمی برخورد کردم و پهن زمین شدم

تهیونگ:کوری؟(سرد)

ات:نه تو خوبی با اون مدل موهای مسخرت شبیه در پیکاتی😒

تهیونگ: مگه من چمه؟(سرد)

ات:چت نیست😒

تهیونگ داشت هی میومد جلو منم هی میرفتم عقب هعی میومدجلو هعی میرفتم عقب بعد دوباره تلپی افتادم زمین (زمین باهام خوسومت شخصی داره😑🩴)

تهیونگ :فلجی به خدا

ات:تو خوب...

از زمین بلند شدم یهو صدای در اومد که یه دختری وارد شد و تا منو دید جیغ زد و تلپی افتاد روم و بغلم کردم چشمتون کتاب ریاضی ۴رومو نبینه یارو شبیه اورانگوتان بود😑

میسا:واییییی تو دخترررییی؟؟

ات:نه من دوجنسم اسمم محمد فاطمست😐

میسا:وایییییی چقد گوگولی تو باید بهت موتور سواری یاد بدم( لپامو میکشید)

ات:جدییییی بلدیییی؟؟(ذوق زده)

میسا:ارههههه اونی که شبیه در پیکانه بهم یاد دادههههه(ذوق زده)

ات:چهههه جالبببب (بغل کردیم هم دیگرو رفتیم توی اتاق فکر بد نکنید که با جفت پا میام تو حلقتون😐🩴🗿)

تهیونگ:هیچ وقت دخترارو درک نکردم🗿
بزار زنگ بزنم به شوگا تا اونم بیاد این دوتا رو تماشا کنیم

مکالمه:

تهیونگ:هوووو یونگی پاشو بیا اینجا دارم روانی میشم

یونگی :حیون خوابم هااا

تهیونگ:خب به ک--- بیا

یونگی:خدایااااا.....۱۰دقیقه دیگه اونجام
دیدگاه ها (۵)

دخترا شرمنده من چند روزی بود که نت نداشتم ببخشید اگه منتظر م...

ددی فاکر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط