{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من و تو به تاریخ می‌مانیم!

من و تو به تاریخ می‌مانیم!
به دیوارهای کاهگِلی...
به صدای پسرکی روزنامه فروش
که هر روز خدا
خبرهای تازه دارد...!
من و تو می‌توانیم نسخه‌ای خطی
از یک کتاب قدیمی باشیم
که از سال‌ها قبل،
گُلی خشک شده
میان برگه‌هایش دارد.
و شاید قبل‌تر از تمام این‌ها،
آن روزی باشد که نمی‌دانستم
"دوستت دارم" را چگونه می‌نویسند...
و نقش چشمانت را بر دیواری غاری کشیدم
که بعدها کسانی
معنی‌اش کردند،
دوستت دارم...!
دیدگاه ها (۱)

پارت: 10 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«فازِ ناجی برداشتی؟ فکر می...

#چند پارتی تهیونگ و ات پارت 2 دسته گل کوچکی که از دو شب قبل ...

پارت: 1 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد روی پیست دو و ...

نمیبخشمت p.23

پارت: 25 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**اگر کسی چند هفته پیش بهم ...

Sixteen

من و تو به تاریخ می‌مانیم!به دیوارهای کاهگِلی...به صدای پسرک...

شبی ابری است با من نیست غیر از نور سیگاریندارم با جهان و مرد...

عهد کردم که دوستت نداشته باشمسپس در برابر این تصمیم شگرف ! ت...

همین که هستی را دوست دارم (داستان کوتاه)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط