پروانه سوخت یک شب و آسود جان او

#پروانه سوخت یک شب و آسود جان او
ما عمرها ز داغ جفای تو سوختیــــــم ...

👤 رهی معیری
دیدگاه ها (۱)

#غم دل به کس نگویم که بگفت رنگ رویمتو به صورتم نگه کن که سرا...

#گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به روشرح دهم غم تو را نک...

#نفسی که با نگاری گذرد به شادمانی....مفروش لذتش را به حیات ج...

#بیم است که سودایت دیوانه کند ما رادر شهر به بدنامی افسانه ک...

تو شاه یکّه سواران دشت توحیدیاگر پیاده روان در رکاب الحادیز ...

بیـــــمار توام ، روی توام درمـانستجان داروی عاشـــقان رخ جا...

🍒🌱نیست نظر به سوی کس جز رُخ دوست دیده راباد به گوش او رسان ،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط