سناریو درخواستی
سناریو درخواستی
وقتی ورزش مورد علاقه اشون رو به ما اموزش میدن
دراکو مالفوی :
حتی از همون سال اولی که تو هاگوارتز ثبت نام شدی با کلاس پرواز با دسته جارو مشکل داشتی و هر بار با بهونه هایی مثل ترس از ارتفاع یا سرگیجه کلاس رو میپیچوندی و فقط به بقیه نگاه میکردی اما امروز فرق داشت دراکو داوطلبانه میخواست بهت اموزش بده چطوری اینکار رو انجام بدی
این ورزش مورد علاقه دراکو بود و تو این ورزش مهارت زیادی داشت
در حالی که سعی میکردی تعادلت رو روی جارو حفظ کنی گفتی : دراکو باور کن امروز تموم بشه مجبورت میکنم کل کتاب معجون سازی رو....
با این حرف دوباره تعادلت بهم خورد و نتونستی حتی حرفت رو کامل کنی و دراکو کمکت کرد دوباره کمی از زمین فاصله بگیری تعادلت رو حفظ کنی و گفت : با این وضعیت زنده از اینجا بیای بیرون خودش معجزه است عجوزه خانم
با داد و اعتراض گفتی: عجوزه خودتی پیرمرد اصلا حالا که اینطور شد نیمبوست رو میندازم تو شومینه تا بفهمی عجوزه کیه
دراکو با پوزخند گفت: فقط کافیه اینکار رو بکنی تا کتاب مورد علاقه ات رو آتیش بزنم عزیزم
و اینگونه بود که تصمیم گرفت آموزش دراکو رو جدی تر بگیری
متیو ریدل :
همیشه دلت میخواست ورزش های رزمی رو امتحان کنی ولی هیچ وقت کسی نبود که بخواد بهت یاد بده چون از نظر خانواده ات یه اصیل زاده نباید ورزش ماگل ها رو یاد بگیره ولی امروز فرق داشت امروز متیو شخصا میخواست بهت کیک بوکسینگ یاد بده
در حالی که با لباسهای محافظ مثل بالش شده بودی با غر غر های فراوان حتی نتونستی یه مشت به متیو بزنی
متیو با خنده گفت : از این زاویه زیادی کیوت دیده میشی پرنسس
با حرص گفتم : ساکت شو هنوزم میتونم گازت بگیرم ها
متیو در حالی که سعی داشت خنده اش رو جمع کنه گفت : تقصیر من چیه خب من که سعی کردم یادت بدم
در حالیکه حواسش پرت بود مشتی بهش زدم و گفتم : دیدی آخر سر شرط رو بردم و تونستم بهت مشت بزنم
متیو در حالیکه شوکه شده بود گفت : هی این قبول نیستا
با پوزخند گفتی : قبوله خودت گفتی باید نباید گول حریفت رو بخوری
متیو با غر غر گفت : حالا خوبه من یه چیزی گفتما
با لبخند پیروزمندانه گفتی: میخواستی نگی ، خودت کردی که لعنت بر خودت باد
ادامه دارد ....
امیدوارم دوست داشته باشید و با شخصیت های دیگه هم مینویسم
اینم اولین فعالیتم بعد از اینهمه مدت ببخشید این چند وقته نبودم
وقتی ورزش مورد علاقه اشون رو به ما اموزش میدن
دراکو مالفوی :
حتی از همون سال اولی که تو هاگوارتز ثبت نام شدی با کلاس پرواز با دسته جارو مشکل داشتی و هر بار با بهونه هایی مثل ترس از ارتفاع یا سرگیجه کلاس رو میپیچوندی و فقط به بقیه نگاه میکردی اما امروز فرق داشت دراکو داوطلبانه میخواست بهت اموزش بده چطوری اینکار رو انجام بدی
این ورزش مورد علاقه دراکو بود و تو این ورزش مهارت زیادی داشت
در حالی که سعی میکردی تعادلت رو روی جارو حفظ کنی گفتی : دراکو باور کن امروز تموم بشه مجبورت میکنم کل کتاب معجون سازی رو....
با این حرف دوباره تعادلت بهم خورد و نتونستی حتی حرفت رو کامل کنی و دراکو کمکت کرد دوباره کمی از زمین فاصله بگیری تعادلت رو حفظ کنی و گفت : با این وضعیت زنده از اینجا بیای بیرون خودش معجزه است عجوزه خانم
با داد و اعتراض گفتی: عجوزه خودتی پیرمرد اصلا حالا که اینطور شد نیمبوست رو میندازم تو شومینه تا بفهمی عجوزه کیه
دراکو با پوزخند گفت: فقط کافیه اینکار رو بکنی تا کتاب مورد علاقه ات رو آتیش بزنم عزیزم
و اینگونه بود که تصمیم گرفت آموزش دراکو رو جدی تر بگیری
متیو ریدل :
همیشه دلت میخواست ورزش های رزمی رو امتحان کنی ولی هیچ وقت کسی نبود که بخواد بهت یاد بده چون از نظر خانواده ات یه اصیل زاده نباید ورزش ماگل ها رو یاد بگیره ولی امروز فرق داشت امروز متیو شخصا میخواست بهت کیک بوکسینگ یاد بده
در حالی که با لباسهای محافظ مثل بالش شده بودی با غر غر های فراوان حتی نتونستی یه مشت به متیو بزنی
متیو با خنده گفت : از این زاویه زیادی کیوت دیده میشی پرنسس
با حرص گفتم : ساکت شو هنوزم میتونم گازت بگیرم ها
متیو در حالی که سعی داشت خنده اش رو جمع کنه گفت : تقصیر من چیه خب من که سعی کردم یادت بدم
در حالیکه حواسش پرت بود مشتی بهش زدم و گفتم : دیدی آخر سر شرط رو بردم و تونستم بهت مشت بزنم
متیو در حالیکه شوکه شده بود گفت : هی این قبول نیستا
با پوزخند گفتی : قبوله خودت گفتی باید نباید گول حریفت رو بخوری
متیو با غر غر گفت : حالا خوبه من یه چیزی گفتما
با لبخند پیروزمندانه گفتی: میخواستی نگی ، خودت کردی که لعنت بر خودت باد
ادامه دارد ....
امیدوارم دوست داشته باشید و با شخصیت های دیگه هم مینویسم
اینم اولین فعالیتم بعد از اینهمه مدت ببخشید این چند وقته نبودم
- ۶.۴k
- ۱۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط