چقدر دردناک است که در روزگار ما، لبخند را به پای سادهلوح
چقدر دردناک است که در روزگار ما، لبخند را به پای سادهلوحی میگذارند و دستِ یاریرسان را نشانهی نیاز. آدمها حصار کشیدهاند؛ حصارهایی از جنس سوءظن و محاسبه، و گمان میکنند هر که نرمتر سخن بگوید، شکنندهتر است و هر که بیدرریغ تر ببخشد، شکستخوردهتر.
اما من از این قبیله نیستم. نمیتوانم در دنیایی که اصالتِ روح را به زنجیرِ مصلحت میکِشد، نفس بکشم؛ دنیایی که در آن، واژهی «مهربانی» را با خنجری از پشت ترجمه میکنند و گذشت را حماقت میدانند. اگر قرار باشد برای بقا در این برهوت، سنگ شویم، نقاب به چهره بزنیم و دیوارهای دل را بلندتر از آرزوهایمان بسازیم، همان بهتر که نباشیم.
من باور دارم که اصالت آدمها به زخمهایی است که دیدهاند اما همچنان مرهم میگذارند. اگر مهربانی ضعف است، بگذار ضعیف بمانم؛ چرا که ترجیح میدهم بازندهٔ دنیایی باشم که به نامِ قدرت، انسانیت را ذبح میکند، تا اینکه فاتحِ زمینی باشم که در آن، عاطفه را به تاراج بردهاند. روح من، آسمانی به وسعتِ گذشت میخواهد، نه قفسی از جنس احتیاط و تردید.
اما من از این قبیله نیستم. نمیتوانم در دنیایی که اصالتِ روح را به زنجیرِ مصلحت میکِشد، نفس بکشم؛ دنیایی که در آن، واژهی «مهربانی» را با خنجری از پشت ترجمه میکنند و گذشت را حماقت میدانند. اگر قرار باشد برای بقا در این برهوت، سنگ شویم، نقاب به چهره بزنیم و دیوارهای دل را بلندتر از آرزوهایمان بسازیم، همان بهتر که نباشیم.
من باور دارم که اصالت آدمها به زخمهایی است که دیدهاند اما همچنان مرهم میگذارند. اگر مهربانی ضعف است، بگذار ضعیف بمانم؛ چرا که ترجیح میدهم بازندهٔ دنیایی باشم که به نامِ قدرت، انسانیت را ذبح میکند، تا اینکه فاتحِ زمینی باشم که در آن، عاطفه را به تاراج بردهاند. روح من، آسمانی به وسعتِ گذشت میخواهد، نه قفسی از جنس احتیاط و تردید.
- ۷.۷k
- ۰۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط