{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب

أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب

‌ نیایش صبحگاهی

سلام خدایِ باران،

می شود باز مرا خیسِ رحمتت کنی؟
مسیری که انتخابش کرده ام شاید کمی سخت باشد،
اما دلم به خداییِ تو گرم است،
این که نگذاری در پیچ و خمِ سختی هایش جا بزنم.
دلم می خواهد قدمی بردارم به سویِ تو،
قدمی بزرگتر از همیشه،
خیلی بزرگتر ...
فقط راه کمی دشوار است و من بی مددت هیچِ هیچم...
می خواهم جز رضایتت به هیچ چیز فکر نکنم،
یعنی می شود؟
می شود تو لبخندِ جانانه ات را نثارم کنی مهربانم؟!
دیدگاه ها (۱)

نمی خواهم پارچه ی ابریشمی باشماشرافی و غمگینمی خواهم کتان با...

پدرم نقاش عجیبی سترنج هایی میکشد،که هیچ کجا ندیده ایدخواستید...

دلشده ها:#قصه شب وقتی که مرد، حتی یک نفر هم توی محل ما ناراح...

خـــــدایا؛بزرگ شدن کار سختی است!هر گاه مرا لایق بزرگ شدن دا...

رمـᩘـان:: گنگׄـــꨭ᪤ـستر دردᩘسر سا^᪲ز مـ𑄽୧ـن🫐(پـ꩜ـارت یـازدׄ ...

آرزوی دیدارت را دارم...پارت 20["ویو سلین"]خنده و جیغ‌های من ...

احیای میدان توجه در روزهای اضطراب───────────────────────────...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط