پیچکی در خانه دارم با صدایم آشناست
پیچکی در خانه دارم با صدایم آشناست
با غزلهای من و حال و هوایم آشناست
دوستش دارم کنارش مینشینم روز و شب
ریشه و برگ و گلش حتی برایم آشناست
زلف افشاندهست از هرسو به بام خانهام
با خیال نیمهشبهای رهایم آشناست
در حیاط خانهٔ همسایهها سربُرده است
بهتر از من با همه همسایههایم آشناست
میشناسد رهگذرها را ولی بیش از همه
با دل پر آتش عقده گشایم آشناست
آنقدَر نام تو را در پیش او آوردهام
با تو ای نام آشنای آشنایم آشناست
#ارس_آرامی
با غزلهای من و حال و هوایم آشناست
دوستش دارم کنارش مینشینم روز و شب
ریشه و برگ و گلش حتی برایم آشناست
زلف افشاندهست از هرسو به بام خانهام
با خیال نیمهشبهای رهایم آشناست
در حیاط خانهٔ همسایهها سربُرده است
بهتر از من با همه همسایههایم آشناست
میشناسد رهگذرها را ولی بیش از همه
با دل پر آتش عقده گشایم آشناست
آنقدَر نام تو را در پیش او آوردهام
با تو ای نام آشنای آشنایم آشناست
#ارس_آرامی
- ۴۳۹
- ۱۶ دی ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط