{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر چند می‌تکانمش از دل نمی‌رود

هر چند می‌تکانمش از دل نمی‌رود
از چشم می‌نهانمش از دل نمی‌رود

در باغ خاطرات حیاتم نشسته است
از شاخه می‌پرانمش از دل نمی‌رود

با کوپه‌های تلخ قطار سرشک خویش
از دیده می‌چکانمش از دل نمی‌رود

او باز هم بهارترین می‌شود و باز
من باز می‌خزانمش از دل نمی‌رود

زهری که مرگ را به تنم قند می‌کند
هر لحظه می‌چشانمش از دل نمی‌رود

تصویر می‌شود به ورقپاره‌های عمر
هر روز می‌درانمش از دل نمی‌رود

او رفته است و مانده به زندان خاطرات
بیهوده می‌رهانمش از دل نمی‌رود


#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۰)

دل به یاران مجازی داده‌ام اما چه سود؟این به ظاهر عاشقان دائم...

پیچکی در خانه دارم با صدایم آشناستبا غزل‌های من و حال و هوای...

نفس نفس بہ هواے "تـو" خو گرفتہ دلم!غزل ترانہ ے چشم "تـو" کو...

نفس نفس به هوای تو خو گرفته دلمغزل ترانهٔ چشم تو کو؟ گرفته د...

مشاوره رایگان سلامت با پروفسور علی کرمی

گل های خاموش part: 5 «آخر» پدر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط