{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو تنها خواسته منی

تو تنها خواسته منی☆
پارت۲

+خب دیگه تموم شد راستی من خواهر ته ته هستم
×ته ته؟
+تهیونگ
×اها خیلی ممنونم
+خواهش میکنم

(شب)*گفتم که گشادمممم*

×بفرمایید تموم شد و من میرم غذا بخورم
+نه بیا پیش ما
_اره بیا اینجا*سرددد*
^بیا اینجا
×اخه....
+اخه نداره بیا غذاتو بردار بیا
×ممنون
ته پیش لیلیوم زمزمه میکند
^ميگما دختر خوبیه؟
+اره بابا
^عع باش چون عاشقش شدم
+ازش خواستگاري کن
^الان؟
+اره
^باش
ا.ت اومد و نشست و بعد غذا پاشد تا ظرف ها رو جمع کنه که ته ازش خواستگاري کرد
^با من ازدواج میکنی
×چی؟من؟ اخه....من هنوز نمیدونم چه حسی بهتون دارم
^اشکال نداره هر موقع مطمئن شدی
خواستگاري میکنم
×ممنونم




یک هفته بعد

جونگکوک و لیلیوم ازدواج کردن و الان خونشون هستن و ته و ا.ت تنها هستند

^ا.ت
×بله؟
^الان مطمئن نیستی؟
×فکر میکنم.......مطمئنم
^چی؟ واقعا؟
×بله قبول میکنم
^حیح
دیدگاه ها (۱)

۱:جونگکوک ۲:ته ته۳:ا.ت۴:لیلیوم

تو تنها خواسته منی☆پارت آخر ویو ا.ت:نشسته بودم که صدای اه و ...

زیباترین زندگی من☆پارت۱تهیونگ:^ ا.ت:× جونگ کوک:_ لیلیوم:+^ا...

زیباترین زندگی من☆معرفییی تهیونگ:۲۰ ساله از سئول که یک مافیا...

پارت 1 تهیونگ : ا/ت ( باداد )(ا/ت داخل اتاق داره یوگا کار می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط