{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💕

💕
تو شبیه یک بارانِ نرمی،
خیس نمی‌کنی،
احساسِ آدمی را طراوت می‌دهی،
شبیه یک خیابان در یک عصرِ پاییزی،با برگ‌های زرد و نارنجی رویِ پیاده رو هایش، گرم و سرد، ملس،
لابلایِ رایحه سبکِ یک یادآوریِ خوش،
یک پیاده رویِ کوتاه و حرف‌هایی که هرکدام چند لایه دارند.
دیدنِ خوابت هم گاه ناغافل لابلایِ روزمره های پیچیده در عادت های سخیفِ زندگی، حالِ آدمی را خوب می‌کند.
دیدگاه ها (۱)

- شمال رو باید تو پاییز رفت، تو آبان هوا سرده سرد، دریا موج ...

‌خانه عشق تو آباد ولی جان دلمخانه ام بعد تو ویرانه شده...مید...

زنی با گردنبند مروارید اثر یوهانس ورمیر، یک نقاشی از عصر طلا...

ماشین جلوی ورودی ساختمان ایستاد. جونگ‌کوک که نگران وضعیت روا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط