مادر پول و طلاهاشو داد و

مادر پول و طلاهاشو داد و
از در ستاد پشتیبانی جنگ خارج شد
مسوول مربوطه فریاد زد : مادر رسیدتون !!!
مادر خندید و گفت : برای دادن دوتا پسرم هم رسید نگرفتم..❤
دیدگاه ها (۰)

••┈🤍┈••📸 تصویری از معاون سفیر انگلیس با چشمان بسته در چنگال ...

••┈🤍┈••زوج استرالیایی مراسم عروسی‌شان را در جمکران گرفتند!🔹️...

﷽ 🕊♥️ ‍🕊﷽🥀پنجشنبه و یاد درگذشتگان⚪️ میگویند خیرات برای رفتگا...

"#شــهدای‌آســمانی"مشق امروز کلاس زندگی :با + با می نویسم با...

#کمپین_حال_خوب🌷🌱

چهارده سال بیشتر نداشتم؛ سنی که رؤیای یک شلوار لی، برایم بزر...

🥀 شب دردناک 🥀🥀 فصل ۴ 🥀🥀 پارت ۱۰ 🥀جونگکوک لبخند بی‌حالی روی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط