برادر ناتنی بد
برادر ناتنی بد 🎀
p²⁰
_زود بگو قضیه خودت و جیمین رو
+چرا باید به تو بگم؟؟ مگه تو کیی.
بعدش با سرعت رفتم سمت اتاق مامانم و شوهر جونش و درو قلف کردم
_هانا درو باز کن / بلند عصبی /
+نمیخوام بروووو/بغض/
_درو باز کن وگرنه میشکنمش/بلند و عصبی/
+نم..هققققققق.....نمیخوامممم....هققققق... برو نمیخوامببینمت...هقق
دیگه صدایی نیومد
رفتم رو تخت دراز کشیدم و که چشمام کم کم بسته شد و خوابم برد..
__ویو صبح _______
از خواب بلند شدم و
یاده دیشب افتادم
+ای کاش همه اینا خواب بود
دستمو رو لبم گذاشتم
+چراا اون میخواد بفهمه وقتی. که یکی دیگه رو دوست داره.. ازش متنفرم...متنفر
+اگه جوابشو دادم..
+چرااا دارم با خودم حرف میزنمممم
از رو تخت بلند شدم و آروم درو باز کردم یه نگاهی کردم در اتاقمون باز بود (نکته اتاق مامان باباشون رو به روی اتاق خودشونه )
+یعنی کجا رفته/زیر لب/
از پله ها آمدم پاین که دیدم داره قهوه میخوره
+*یعنی امکانش هست چیزی یادش نباشه❔*
_الوو ..
+چیه..
_چند بار صدات کردم نشنیدی..
+ه.هااا ارع..
_________________
پارت قبلی غلط املایی زیاد داشتم پلیز✨️🎀
p²⁰
_زود بگو قضیه خودت و جیمین رو
+چرا باید به تو بگم؟؟ مگه تو کیی.
بعدش با سرعت رفتم سمت اتاق مامانم و شوهر جونش و درو قلف کردم
_هانا درو باز کن / بلند عصبی /
+نمیخوام بروووو/بغض/
_درو باز کن وگرنه میشکنمش/بلند و عصبی/
+نم..هققققققق.....نمیخوامممم....هققققق... برو نمیخوامببینمت...هقق
دیگه صدایی نیومد
رفتم رو تخت دراز کشیدم و که چشمام کم کم بسته شد و خوابم برد..
__ویو صبح _______
از خواب بلند شدم و
یاده دیشب افتادم
+ای کاش همه اینا خواب بود
دستمو رو لبم گذاشتم
+چراا اون میخواد بفهمه وقتی. که یکی دیگه رو دوست داره.. ازش متنفرم...متنفر
+اگه جوابشو دادم..
+چرااا دارم با خودم حرف میزنمممم
از رو تخت بلند شدم و آروم درو باز کردم یه نگاهی کردم در اتاقمون باز بود (نکته اتاق مامان باباشون رو به روی اتاق خودشونه )
+یعنی کجا رفته/زیر لب/
از پله ها آمدم پاین که دیدم داره قهوه میخوره
+*یعنی امکانش هست چیزی یادش نباشه❔*
_الوو ..
+چیه..
_چند بار صدات کردم نشنیدی..
+ه.هااا ارع..
_________________
پارت قبلی غلط املایی زیاد داشتم پلیز✨️🎀
- ۲.۷k
- ۲۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط