ܝ݆ߺܢܚܝ ܫߊܢܚ݅ܦ
ܝ݆ߺܢܚܝ ܫߊܢܚ݅ܦ
#boy in love
#ᴘᴀʀᴛ:۱۰
_حرف دهنتو بفهم دختریه ه**ze
با این حرفش ناراحت شدم بهش یه سیلی زدم
+ازت متنفرم،از همتون*بغض
بعدش رفتم تو اتاقمو درو قلف کردم
صدایه یونا رو شنیدم که گفت:
افرین جونگکوکا حقش بود
جونگکوک گفت: وقتشه بری خونتون من دارم میرن شرکت
یونا با عشوه دوباره گفت:
باشه کوکی جونم فردا میام
جونگکوک عصبی شد و گفت:
صد بار بهت گفتم منو اینجوری صدا نکن
یونا گفت باشه و رفت
جونگکوک رفت شرکتش
ویو جونگکوک_____
ساعت ۱۰ از آمدم خونه که دیدم انیا نیست
رفتم سمت اتاقش در زدم
_انیا درو باز
دوباره در زدم ولی جواب نداد ، نکنه مرده اگه مرده باشه سوهو بیچارم میکنه
دیدم باز نمیکنه بعد درو شکستم که دیدم خوابیده روی زمین
_هووف از دست تو
برآید بقلش کردمو گذاشتمش رو تخت
بعد رفتم
ویو صبح انیا____
از خواب بلند شدم ، جونگکوک سیر فحشش کردم
+ فعک کرده کیههههع هااااا با همین دستام خفش میکنمممم
بعد لباس پوشیدمو رفتم پاین
واییییییییییی بازم این دخترههههه نه خدااااا
#boy in love
#ᴘᴀʀᴛ:۱۰
_حرف دهنتو بفهم دختریه ه**ze
با این حرفش ناراحت شدم بهش یه سیلی زدم
+ازت متنفرم،از همتون*بغض
بعدش رفتم تو اتاقمو درو قلف کردم
صدایه یونا رو شنیدم که گفت:
افرین جونگکوکا حقش بود
جونگکوک گفت: وقتشه بری خونتون من دارم میرن شرکت
یونا با عشوه دوباره گفت:
باشه کوکی جونم فردا میام
جونگکوک عصبی شد و گفت:
صد بار بهت گفتم منو اینجوری صدا نکن
یونا گفت باشه و رفت
جونگکوک رفت شرکتش
ویو جونگکوک_____
ساعت ۱۰ از آمدم خونه که دیدم انیا نیست
رفتم سمت اتاقش در زدم
_انیا درو باز
دوباره در زدم ولی جواب نداد ، نکنه مرده اگه مرده باشه سوهو بیچارم میکنه
دیدم باز نمیکنه بعد درو شکستم که دیدم خوابیده روی زمین
_هووف از دست تو
برآید بقلش کردمو گذاشتمش رو تخت
بعد رفتم
ویو صبح انیا____
از خواب بلند شدم ، جونگکوک سیر فحشش کردم
+ فعک کرده کیههههع هااااا با همین دستام خفش میکنمممم
بعد لباس پوشیدمو رفتم پاین
واییییییییییی بازم این دخترههههه نه خدااااا
- ۲۲۳
- ۰۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط