{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آیدل جذاب من

آیدل جذاب من
پارت ¹⁶

ویو ات
داشتم به سمت کمپانی میرفتم که یاد دیشب افتادم،جیهوپ تقریباً از اول تا اخر مهمونی همش نگام میکرد تو همین فکرا بودم که دیدم آنا از ماشین تهیونگ پیاده شد،خواستم جیغ بزنم که یهو یه دست رو دهنم قرار گرفتم و به یه نفر چسبیده شدم،داشتم سکته میکردم که نفس گرمی رو کنار گوشم حس کردم
جیهوپ:هیس،آروم باش
حس کردم قلبم تو دهنمه بایس من،جیهوپ اینقدر بهم نزدیک شده بود؟
به هم دیگه خیره شده بودیم که جیهوپ سکوت بینمون رو شکست
جیهوپ:میدونم جذابم نیاز نیست با چشمات اینو بهم بفهمونی
ات: چ..چی نه بابا داشتم فکر میکردم
جیهوپ:آره مشخص بود،نمیخوایم بریم داخل؟
ات:آ..آره بریم
تقریباً کلا آنا یادم رفته بود،وقتی داخل دیدمش دوباره یادم اومد،دوییدم سمتش و اونو که پشت بهم بود سمت خودم برگردوندم
آنا:وای،ترسیدم ات،شتر(مکالمشون با زبان فارسیه)
ات:تو چرا از ماشین تهیونگ پیاده شدی؟؟؟؟؟؟
سرخ شدن آنا رو دیدم
آنا:وایییی ات من دیشب خونهv بودم
ات:چییییییییییییییییییی!!!!!!!!!
تقریبا بیشتر کسایی که دورمون بودن با صدای من سمت من برگشتن که عذرخواهی کردم
آنا:بهم گفت دیشب چون زیادروی کرده بودم حالم بد شد و منو برد خونه خودش
ات:تهیونگ خودش تعریف کرد؟؟
دیدم که تهیومگ با شنیدن اسمش به سمتمون برگشت و نیم نگاهی بهمون انداخت و پوزخندی زد

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۲)

آیدل جذاب منپارت¹⁷ویو ات ات:وایی آنا نمیدونی چی شدآنا:چی شده...

آیدل جذاب من پارت¹⁸ویو نویسنده دختر ها که آماده شدند به آرام...

آیدل جذاب من پارت¹⁵ویو تهیونگ سعی کردم به آنا برای لباساش یه...

آیدل جذاب من پارت¹⁴ویو تهیونگ خواستم برم سمت شلوارش که از حا...

A love that begins with jealousy"2"✨part: 3ویو ات: اعضا انگا...

فیک تهیونگ ویو ات: کارم تموم شده بود لیا نبود رفتم لباسم رو ...

A love that begins with jealousy ✨part12:ا-ت: خب راستش بایست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط