{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آیدل جذاب من

آیدل جذاب من
پارت¹⁸

ویو نویسنده
دختر ها که آماده شدند به آرامی از خانه بیرون آمدند
ات:وایی استرس دارم
آنا: منم همینطور
به کمپانی رسیدند.دقیقا دو ساعت شده بود و بچه ها آمده بودند
برنامه ریز:خب هرکدوم برین سر کاری که باید انجام بدید،مشکل برطرف شد
هرکی سمتی رفت و مشغول کاری شد
ات و جیهوپ به سمت سالن دنس رفتن
ویو ات
با جیهوپ به سمت سالن دنس رفتیم،کمی استرس داشتم
جیهوپ:خب بانو یکم برات توضیح بدم که.....(توضیحات درباره دنس) متوجه شدی؟
ات:اره کاملا
جیهوپ:خب،ببینم چه میکنی
آهنگ رو پلی میکنه و باهم شروع به انجام دنس میکنیم،آهنگ که تموم میشه دستی میزنه
جیهوپ:واو ات! کارت عالی بود،پس اون ۹ سال سابقه دنس الکی نبود
ات:خب ما اینیم دیگه
بغل میز وایساده بودم که جیهوپ به سمت میز اومد که آب بخوره،اما بند کفشش باز بود و پاش گیره میکنه و روی من روبه‌روش وایساده بودم میوفته،میتوستم صدای قلبمو بشنوم،به همدیگه خیره بودیم،تقریبا روم خیمه زده بود،نگاهش سمت لب هام میره سرشو نزدیک میاره و لب هاشو روی لب هام قرار میده،نرم و آروم،تقریبا شکه شده بودم نمیدونستم باید چه ریکشنی نشون بدم که ازم جدا شد و از روم بلند شد به سمت در رفت
جیهوپ:10مین دیگه میام برای تمرین،استراحت کن.از روی زمین هم بلند شو کثیفه.
بیرون رفت،قلبم تو دهنم بود،باورم نمیشد که جیهوپ منو بوسید،نزدیک بود سکته کنم(من آیدلمو از ۵۰۰ کیلومتری ببینم سکته میکنم بعد این میگه نزدیک بود سکته کنم)از روی زمین بلند میشم و جرعه از آب مینوشم.یاد آنا افتادم،یعنی اون الان در چه حاله؟

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۴)

آیدل جذاب منپارت¹⁹ویو آنابا تهیونگ به اتاق گریم رفتیم.روی صن...

آیدل جذاب من پارت²⁰با تهیونگ به سمت سالن عکاسی رفتیم، به ات ...

آیدل جذاب منپارت¹⁷ویو ات ات:وایی آنا نمیدونی چی شدآنا:چی شده...

آیدل جذاب منپارت ¹⁶ویو اتداشتم به سمت کمپانی میرفتم که یاد د...

A love that begins with jealousy"2"✨part: 3ویو ات: اعضا انگا...

A love that begins with jealousy ✨part 13:ویو جیهوپ: نزدیک ش...

A love that begins with jealousy ✨part24:ویو شب: جیهوپ: ات ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط