{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آرام جانم

آرام جانم
کی می رسی از راه؟

پیچک های سبز دلم
ناباورانه پاییز نیامدنت را باور کرده اند
و در نارنجی پیراهنش رنگ باخته اند

این روزها
غم از در و دیوار دلم بالا می رود
و گلوی احساسم را
می خراشد.

کی می رسی از راه؟
تا اطلسی ها زیر پاهایت سبز شوند
شمعدانی ها بخندند
عطر یاس تمام شهر را پر کند
و من
تبِ تندِ تنم را
میان سردیِ لب هایت بپاشم
و در آرامش آغوشت به خواب روم
نازنینم
کی می رسی از راه؟
دیدگاه ها (۱۰)

دستانم بوی عشق می دهندبوی انار و خرمالوآنقدر کهکوچه های پایی...

چقدر باید تو را دوست نداشتچقدر باید بگذرد تا تو را فراموش کر...

می گویند فراموشش کن تو دیده ای ماهی در آسمان پرواز کند؟؟؟

ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺷﻮ .... ﻭ ﺑﻪ ﺟﻠﺪﻡ ﺑﯿﺎﮐﻪ ﻣﻦ ﻭﺳﻮﺳﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻥ ﺭﺍﺑﻪ ﻫ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط