{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک درس مدیریتی کنترل خشم

یک درس مدیریتی کنترل خشم
از خاطرات مارگارت تاچر :

وقتی جوان بودم قایق سواری را خیلی دوست داشتم,یک قایق کوچک هم داشتم که با آن در دریاچه قایق سواری میکردم و ساعت های زیادی را آنجا در تنهایی میگذراندم.
شبی بدون آنکه به چیز خاصی فکر کنم نشستم و چشم هایم رابستم.شب خیلی قشنگی بود.در همین زمان قایق دیگری به قایق من برخورد کرد,عصبانی شدم و خواستم با شخصی که با کوبیدن به قایق آرامش من را بر هم زده بود دعوا کنم ولی دیدم قایق خالی است.کسی در قایق نبود که با او دعوا کنم و عصبانیت خودم را به او نشان دهم, چطور میتوانستم خشم خودم را تخلیه کنم ؟هیچ کاری نمیشد کرد. دوباره نشستم و چشم هایم را بستم,عصبانی بودم....در سکوت شب کمی فکر کردم,قایق خالی برای من درسی شد....
از آن به بعد,اگر کسی باعث عصبانیت من شود,پیش خودم میگویم :"این قایق هم خالی است "

نکته :در واقع آن کس که شما را عصبانی میکند,شما را فتح کرده.اگر به خود اجازه میدهید از دست کسی خشمگین باشید و بخش عمده ای از عاطفه و ذهن تان را به او اختصاص دهید,در واقع به او اجازه تصاحب این بخش های وجودتان را داده اید.
دیدگاه ها (۲۷)

.حس می کنم کنار تو از خود فراترمدرگیر چشم های تو باشم رهاترم...

عادتـــ کرده ام...به ایـنکه هــمــیــشه در بحران هــای زندگـ...

مرا "جانم" صدایم کنصدایم کن مرا باعشقاز این بن بست تنهایی و ...

تولدت مبارک زهرا جان♥

_____پارت⁷ نفرین کوچولو_____آن‌قدر در کوچه‌ها قدم زده بودم ک...

سفیر کبیر Grand Ambassador

_____پارت¹³ نفرین کوچولو_____*رُزالینث*به سمت اتاقم رفتم.کتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط