{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی بهشت عزوجل اختراع شد

وقتی بهشت عزوجل اختراع شد
حوا که لب گشود عسل اختراع شد
 
در چشم های خسته ی مردی نگاه کرد
لبخند زد و قند بدل اختراع شد
 
آهی کشید و آه دلش رفت و رفت و رفت
تا هاله ای به دور زحل اختراع شد
 
حوا بلوچ بود ولی در خلیج فارس؛
رقصید و در حجاز هبل اختراع شد
 
آدم نشسته بود، ولی واژه ای نداشت
نزدیک ظهر بود، غزل اختراع شد
 
آدم سعی کرد کمی منضبط شود
مفعول فاعلات فعل اختراع شد
 
“یک دست جام باده و یک دست زلف یار”
این گونه بود ها! ، که بغل اختراع شد


#اندر_احوالات_عشق
دیدگاه ها (۶۶)

جان دلماعتبارت پیش دلمتنها به حضورت نیستتو در جانم رخنه کرده...

در خیالات خودم, در زیر بارانی که نیستمی رسم با تو به خانه، ا...

کرونا که تمام شود دیگر تمام می‌کنیم این کلمه‌های سرد واتس آپ...

مگر، این بادخوش ، از راه عشق آباد ، می آید؟که بوی عشق های که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط