ادامه پارت عاشق روانی
ادامه پارت۱۳ عاشق روانی
ویو ات
میخواستیم بریم بار یه لباس باز پوشیدم (عکس و میزارم) و یه آرایش لایت کردم و رفتم پایین کوک وقتی من و دید تعجب کرد
کوک: برو عوضش کن . عصبی
ا/ت برای چی؟
کوک : همین که گفتم سریع . کمی داد
ا/ت :ب...باشه
رفتم بالا آخه مشکلش چیه هوففف لباسم و عوض کردم
رفتم پایین
کوک :هوم خوبه
من چیزی نگفتم بعدش دستم و گرفت و رفتیم سوار
ماشین شدیم
( ویو بار )
اونجا من تهیونگ و بعد مدت ها دیدم من و تهیونگ خیلی صمیمی بودیم میخواستم برم پیشش که کوک دستم و محکم گرفت
کوک :بیا بریم بشینیم اونجا
ا/ت: هوم... باشه و رفتیم و نشستم روی پاش
تهیونگ: فرشته ی کوچولوی من بدو بیا ببینمت . علامت داد که برم پیشش
به کوک نگاه کردم
کوک: ا/ت جایی نمیری
ا/ت : ترو خدا زود میام . با لحن کیوت
کوک : زود بغلشم نرو
ا/ت : چشم . با ذوق
رفتم و تهیونگ منو سریع نشوند رو پاش که کوک یهو مارو دید و...
ممنون که حمایت میکنین ❤❤❤💋💋💋😊😊
ویو ات
میخواستیم بریم بار یه لباس باز پوشیدم (عکس و میزارم) و یه آرایش لایت کردم و رفتم پایین کوک وقتی من و دید تعجب کرد
کوک: برو عوضش کن . عصبی
ا/ت برای چی؟
کوک : همین که گفتم سریع . کمی داد
ا/ت :ب...باشه
رفتم بالا آخه مشکلش چیه هوففف لباسم و عوض کردم
رفتم پایین
کوک :هوم خوبه
من چیزی نگفتم بعدش دستم و گرفت و رفتیم سوار
ماشین شدیم
( ویو بار )
اونجا من تهیونگ و بعد مدت ها دیدم من و تهیونگ خیلی صمیمی بودیم میخواستم برم پیشش که کوک دستم و محکم گرفت
کوک :بیا بریم بشینیم اونجا
ا/ت: هوم... باشه و رفتیم و نشستم روی پاش
تهیونگ: فرشته ی کوچولوی من بدو بیا ببینمت . علامت داد که برم پیشش
به کوک نگاه کردم
کوک: ا/ت جایی نمیری
ا/ت : ترو خدا زود میام . با لحن کیوت
کوک : زود بغلشم نرو
ا/ت : چشم . با ذوق
رفتم و تهیونگ منو سریع نشوند رو پاش که کوک یهو مارو دید و...
ممنون که حمایت میکنین ❤❤❤💋💋💋😊😊
- ۴۲.۶k
- ۱۲ آبان ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط