{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غنچه از خواب پرید و گلی تازه به دنیا آمد

غنچه از خواب پرید و گلی تازه به دنیا آمد
خار خندید و به گل گفت : سلام و جوابی نشنید
خار رنجید ولی هیچ نگفت
ساعتی چند گذشت گل چه زیبا شده بود
دست بی رحمی آمد نزدیک گل سراسیمه ز  وحشت افسرد
لیک آن خار در آن دست خلید و گل از مرگ رهید
صبح فردا که رسید خار با شبنم از خواب پرید ...
     گل صمیمانه وشادان  به او گفت : سلام 🌷
دیدگاه ها (۲)

Between Sleep and Breath

𝑻𝒉𝒆 𝑯𝒆𝒊𝒓 𝒐𝒇 𝑻𝒘𝒐 𝑭𝒂𝒎𝒊𝒍𝒊𝒆𝒔𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟏یک ماه گذشت.الین دیگر به عمار...

پارت اخر

قسمت ۶

معامله p5بالاخره شب تمام شد.نور کم‌رنگ صبح از میان پرده‌های ...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 2 | چیزی شبیه حسادتچند هفته از شروع ترم گذشته بود...

غنچه از خواب پرید ... و گلی تازه به دنیا آمد ... خار خندید و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط