setayeshghalbesorbi
۱۴۸
پسند
از درخـتی #پٌرسیدَم ...
از درخـتی
#پٌرسیدَم
...
چرا #"پیــر " شدے ...
#"خَنده تَلخے " ڪرد و ...
گفت :
وقتے تو #"رفتے" ...
"عشقِت" با "دیگرے "...
زیر "سایہ" ام ...
مے نِشَست و بہ
#تو
"میخندیـد"
دانلود
۱۹.۸k
۱۳ اسفند ۱۳۹۸
دیدگاه ها (
۶
)
رها🍂 من تو رااز زمستان های خودتتا بهارِ دیگری رساندمتمام راه...
مهربانی دانهایست،حتی اگر ندانی آن را کجا کاشتیروزی به بار ...
افتاده درختی که به خود می بالیداز داغ تبر به خاک غم می نالید...
کپشنو نخون
وای من سر کلاس ریاضی پریروز به معلمم گفتم دوباره توضیح بده م...
وقتی لب تو خنده زد
تمام راه با توامبا تو پرندگان را تماشا می کنمبا تو زیر سایه ...
سناریووووو
آغاز قصه، تو بودی، بابای مهربانمآغاز غصه، رفتنت شد، ای تمامِ...
«سجادهای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظهای...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین