منو انی باهم رفتیم ی پاساژ خیلی بزرگ که تازه افتتاح شده

منو انی باهم رفتیم ی پاساژ خیلی بزرگ که تازه افتتاح شده .
اون ی عالمه مانگا و فیگور انیمه خرید منم همینطور ما دوتا اوتاکو های پرومکس بودیم و خون هیترارو رو زمین میریختیم 😂🗿👌
بعد از ۳ ساعت خرید رفتیم ی بستنی فروشی و بستنی خوردیم .
انی = ا.ت من ، من
ا.ت = چیشده انی من چی ؟
انی = حس میکنم یکی داره مارو تعقیب میکنه .
ا.ت = چی داری میگی انی !؟
و یکی دهنه منو گرفت و منو خفه کرد و منو دزدید .
انی = ا.تتتتتتت ، نهههههههه ولش کننن عوضیییی .
ولی دیر شده بود اون یارو منو دزدید .
بعد از چند ساعت چشامو باز کردم و دیدم ی مرد جذاب با لحن جذاب داره باهام حرف میزنه .
سانزو = هی تو رله ران هستی ؟
ا.ت = اعع چیزه اع
ران = هوی چیکارش داری سانزو ؟
سانزو = کاریش ندارم و حیف نیست که فقط تو دختر به این جذابی نصیبت میشه ، ها . یکمشم به من بده اون دختررو میخوام 💗🗿👌
ران = اگه تو خواب ببینی اون ماله تو بشه فک نکن که من اون رو به تو بدم .
خلاصه سرت دعوا میکنن ولی هیجوره ران تورو به سانزو نمیده درسته سانزو رفیق صمیمیه رانه ولی بازم نه .


سایونارا :)))
دیدگاه ها (۱)

جونننننن :)

تمام گنگ های توکیو رونجرز 💗🔪نگاه کنین واستون چی اوردم :)

شوهرام :/ عرررررررر

ویس اکتور کاراکتر های اتک :)

تکپارتی اسمات از تهیونگ و جونگکوک و ا،ت ا،ت ویوسلام من ا،تم ...

"سرنوشت "p,45....اون دختر ... همه چیزش رویایی بود ...دیرینگ ...

ستاره ی سرخ اسمون پارت ۳ا/ت : من فکر میکردم تو ناراحت میشی ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط