درخواستی چندپارتی از جونگکوک ...
درخواستی چندپارتی از جونگکوک. P1
ویو ات از سرکار برگشتم وقتی وارد خونه شدم پدر رو دیدم که که خوشحال نشسته بود وقتی منو دیدم سریع اومد سمتم و گفت
(علامت پدر ات&و ات +)
&خوش امد دختر گلم
+باز چی میخوای
&اوکی من تورو توی قمار باختم
+ب..بگو..د..دروغ بطفا(با بغض و لکنت)
&راسته ۳ ساعت دیگه میاد دنبالت
ویو ات رفتم بالا وسایلم رو جمع کردم و از پنجره فرار کردم سریع میدویدم رسیدم به یه پارک نشستم سر صندلی کلی گریه کردن ساعت حدود ۱۲ بود (نکته ات ساعت ۷ از سر کار اومده بود)
انقدر خسته بودم که همون جا خوابم برد
ویو صبح ات
وقتی از خواب بیدار شدم دیدم
خ
م
ا
ر
ی
ببخشید کم بود چون یکی پیج قبلیم رو گزارش کرده بود فردا پارت بعد رو میزارم
ویو ات از سرکار برگشتم وقتی وارد خونه شدم پدر رو دیدم که که خوشحال نشسته بود وقتی منو دیدم سریع اومد سمتم و گفت
(علامت پدر ات&و ات +)
&خوش امد دختر گلم
+باز چی میخوای
&اوکی من تورو توی قمار باختم
+ب..بگو..د..دروغ بطفا(با بغض و لکنت)
&راسته ۳ ساعت دیگه میاد دنبالت
ویو ات رفتم بالا وسایلم رو جمع کردم و از پنجره فرار کردم سریع میدویدم رسیدم به یه پارک نشستم سر صندلی کلی گریه کردن ساعت حدود ۱۲ بود (نکته ات ساعت ۷ از سر کار اومده بود)
انقدر خسته بودم که همون جا خوابم برد
ویو صبح ات
وقتی از خواب بیدار شدم دیدم
خ
م
ا
ر
ی
ببخشید کم بود چون یکی پیج قبلیم رو گزارش کرده بود فردا پارت بعد رو میزارم
- ۶.۴k
- ۰۱ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط