هشتمین_آرزو
هشتمین_آرزو
پارت2:
ویو ات:
بعد از اون حرف تهیونگ خیلی ناراحت شدم ولی خب حق هم داشت . آخه کی دوست داره یه آدم اضافی مزاحمشون باشه.
ویو کوک:
واقعا انتظار نداشتم که تهیونگ اون حرف رو به ات بزنه و واقعا خودم دلم برای ات سوخت ولی خب نمی تونستم کاری بکنم.
ویو ات:
وقتی دیدم اعضا دارن آماده میشن که برن رستوران خودم گوشیم و وسایلم رو برداشتم و ناراحتی از سالن تمرین خارج شدم البته دیگه این رفتار ها کم کم برام عادی شده بود. الان 2 ساعت میگذره که اعضا رفتن من واقعا احساس گرسنگی میکنم.
رفتم توی آشپزخونه که یهو با جیهوپ مواجه شدم.
وقتی من رو دید خیلی تعجب کرد.
ویو جیهوپ:
چرا ات اومده بود آشپزخونه؟ بعد چند ثانیه متوجه شدم داره آل رو جوش میاره برای رامیون و واقعا هم سرحال نبودو...
پارت2:
ویو ات:
بعد از اون حرف تهیونگ خیلی ناراحت شدم ولی خب حق هم داشت . آخه کی دوست داره یه آدم اضافی مزاحمشون باشه.
ویو کوک:
واقعا انتظار نداشتم که تهیونگ اون حرف رو به ات بزنه و واقعا خودم دلم برای ات سوخت ولی خب نمی تونستم کاری بکنم.
ویو ات:
وقتی دیدم اعضا دارن آماده میشن که برن رستوران خودم گوشیم و وسایلم رو برداشتم و ناراحتی از سالن تمرین خارج شدم البته دیگه این رفتار ها کم کم برام عادی شده بود. الان 2 ساعت میگذره که اعضا رفتن من واقعا احساس گرسنگی میکنم.
رفتم توی آشپزخونه که یهو با جیهوپ مواجه شدم.
وقتی من رو دید خیلی تعجب کرد.
ویو جیهوپ:
چرا ات اومده بود آشپزخونه؟ بعد چند ثانیه متوجه شدم داره آل رو جوش میاره برای رامیون و واقعا هم سرحال نبودو...
- ۱۵۰
- ۱۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط