زمستان است وچشم کوچه از انتظارت سپیدپرنده ی مهاجرمبگو با کدام برفمی نشینیبر شاخسار تنهایی امدلواپس سرما نباشاینجا از هیزم دل آتشی برایت روشن کرده ام