آی قصه قصه قصه
آی قصه قصه قصه
داد میزنه یه عاشق
میگه شهید آوردند
ازم گل شقایق
شهیدایی که بودند
همه جوون بی باک
بر گشتن، ولی این بار
همه بدون پلاک
پلاک هاشون جا مونده
گم کردند خیلی آسون
بعضیاشون تو اروند
بعضیا هم تو مجنون
پلاکایی که شاید
همه باشن بازیچه
بعضیاشون هنوزم
مخفی اند تو شلمچه
نگاه کنید رو طابوت
چقدر قشنگ نوشتن
انگاری رو هر کدوم
فقط یه اسم نوشتن
بزار برم ببینم
رو طابوتا رو آرام
آخ بمیرم الهی...
بازم شهید گمنام
اون مادر رو نگاه کن
اومده با دخترش
یه عکسی تو دستشه
میزاره روی سرش
دستای بی جونشو
آروم بالا میاره
تو چله ی تابستون....
ببین بارون میباره!!!
خدا گریه ش و از نو
دوباره آغاز کرد
چون دختر شهیدی
در طابوتو باز کرد
دخترک از هوش رفت
تو لحظه ی جنون بود
چون توی طابوت فقط
یه تیکه استخون بود
استخونای شما
آی شهدای گمنام
ما رو به عرش میبره
بدون حرف و کلام
درسته سعی میکنن
راه و به ما ببندن
همونایی که دارن
به گریمون میخندن
بزار به ما بخندن
تا ابد مست و راحت
بزار آروم بگیرن
با خنده به شهادت
ولی بدون ای بشر
به بد چیزی خندیدی
مگه تو اشکای اون
مادر و ندیدی؟
یقه تو سفت میگیره
مادر اون شهیدی
که تو به استخون
جگرگوشش خندیدی
بازم دعایی داریم
همون درد جدایی
العجل یابن الحسن
منتظریم بیایی
@bakeri_channel
داد میزنه یه عاشق
میگه شهید آوردند
ازم گل شقایق
شهیدایی که بودند
همه جوون بی باک
بر گشتن، ولی این بار
همه بدون پلاک
پلاک هاشون جا مونده
گم کردند خیلی آسون
بعضیاشون تو اروند
بعضیا هم تو مجنون
پلاکایی که شاید
همه باشن بازیچه
بعضیاشون هنوزم
مخفی اند تو شلمچه
نگاه کنید رو طابوت
چقدر قشنگ نوشتن
انگاری رو هر کدوم
فقط یه اسم نوشتن
بزار برم ببینم
رو طابوتا رو آرام
آخ بمیرم الهی...
بازم شهید گمنام
اون مادر رو نگاه کن
اومده با دخترش
یه عکسی تو دستشه
میزاره روی سرش
دستای بی جونشو
آروم بالا میاره
تو چله ی تابستون....
ببین بارون میباره!!!
خدا گریه ش و از نو
دوباره آغاز کرد
چون دختر شهیدی
در طابوتو باز کرد
دخترک از هوش رفت
تو لحظه ی جنون بود
چون توی طابوت فقط
یه تیکه استخون بود
استخونای شما
آی شهدای گمنام
ما رو به عرش میبره
بدون حرف و کلام
درسته سعی میکنن
راه و به ما ببندن
همونایی که دارن
به گریمون میخندن
بزار به ما بخندن
تا ابد مست و راحت
بزار آروم بگیرن
با خنده به شهادت
ولی بدون ای بشر
به بد چیزی خندیدی
مگه تو اشکای اون
مادر و ندیدی؟
یقه تو سفت میگیره
مادر اون شهیدی
که تو به استخون
جگرگوشش خندیدی
بازم دعایی داریم
همون درد جدایی
العجل یابن الحسن
منتظریم بیایی
@bakeri_channel
- ۱.۸k
- ۲۰ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط