{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت شونزده

پارت شونزده

ا.ت الان که فهمیدی
ته، خب میخوای بچرو نگه داری
ا.ت، دلم نمیاد بچه خودمو بکشم
ته، باشه هرچی تو بخوای
ا.ت، یه جور باهام حرف نزن که انگار خیلی به فکرمی
ته، این حرفتو نشنیده میگیرم ا.ت به بچه هم نیاز نیست بگی باباش جیهوپه
ا.ت، چی داری میگی تو
ته، مگه چی گفتم تو الان زن منی و به بچه هم میگیم که من باباشم
ا.ت، ازت متنفرم
ته، ا.ت
ا.ت، ازت ب،،،د،،،م،،میاد
و می‌ره تو اتاقش
پنج ماه بعد
ا.ت، الان پنج ماه که من حاملم فقط بعضی وقتا ته رو میبینم کلا یا تو اتاقم یا اون خونه نیست اما خب شبا که خوابم میاد پیشم و ساعت ها با بچه حرف میزنه منم خودمو به خواب میزنم که انگار نمی‌دونم دوس ندارم زیاد باهاش حرف بزنم خب این چند وقت هم قرارع بریم سونوگرافی تا جنسیت بچه معلوم شه
موقع شام
احوما، ا.ت دخترم بیا شام
ا.ت، چشم اومدن و رفت پایین سر میز
و بدون هیچ حرفی با ته غذا خوردن
که ته سکوت رو شکست
ته، برای سونو گرافی وقت گرفتم فردا من نمی‌رم سرکار باهم میریم
ا.ت، نمی‌خواد خودم میرم
ته، به کلمه بگو چشم
ا.ت با تنفر نگاش کرد
ته، غذا تو بخور و بعدم بگیر بخواب این چند وقت که نبودم اجوما گفت زیاد نمی خوابی(دوستان تهیونگ یه هفته رفته بوده خارج از شهر برای یه عملیات )
ا.ت، من خوبم و بعد می‌ره تو اتاق
ا.ت، اره خب زیاد این چند وقت نخوابیدم ته نبودم برای همین راحت بودم و بعد از چند مین به خواب می‌ره
ا.ت ویو
خوابم برده بود که با صدای یه نفر بیدار شدم که فهمیدم تهیونگه بازم یواشکی اومده بود تو اتاق
(بچه ها تهیونگ برای اینکه ا.ت بیدار نشه خیلی آروم حرف میزنه ولی خب ا.ت خوابش سبکه روز بیدار میشه)
ته، سلام کوچولو دلم برات تنگ شده بود مامانت ازت خوب مراقبت میکنه می‌دونم رابطه ما خوب نیست اما قول میدم باتو مامانت خوب باشم نزارم ناراحت شین میدونی خیلی دوس دارم ببینم باب. تورو پسرم صدا کنم یا دخترم البته من هم پسر دوس دارم هم دختر فقط تو سالم باش بقیشو من مشکلی ندارم میدونی که من تورو خیلی دوست دارم شب بخیر و از اتاق می‌ره بیرون
ا.ت ویو
با حرفایی که زد دلم خیلی گرفت درکش میکردم که یکیو دوس داشته باشی و لی نتونی باهاش مثه یه زوج معمولی زندگی کنی اما خب دست خودمم نیست من هنوزم که هنوزه هوپی جونمو می‌خوام
فردا صبح

ته ، ا.ت بیا دیگه
ا.ت، چقدر تو هولی اومدم
ته، بالاخره اومدی
ا.ت، اومدم بریم
و رفتن
دکتر خب خانوم کیم بچتون دختره
ته، واقعا واییی ا.ت بچه دختره
ا.ت، اوم ممنونم آقای دکتر
تهیونگ ویو
این پنج ماه مثه چی به این بچه که هنوزم خودشو ندیده بودم وابسته شدم کاش بتونم بابای خوبی براش باشم
ا.ت ویو داشتم از خوشحالی میمردم اما خب تهیونگ از من خوشحال تر بود
شرطا ۱۱۰ تایی بشیم
دیدگاه ها (۸)

پارت هفدهمچهار ماه بعد تهیونگ ویواین چهار ماه مثه چهار سال گ...

https://youtube.com/@raya13871اینم از آدرس کانالم

پارت پانزده فلش بک به فردا ا.ت، از خواب پاشدم که دیدم چند نف...

پارت چهار ده فلش بک به خونه ا.ت اخیش هیجا خونه آدم نمیشه و م...

love Between the Tides⁴⁰تهیونگ زنگ زدم به دوهی دوهی: الو دای...

طراح عشق

فیک نفرت به عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط