{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبیهِ مادری هستم که دیدهِ داغ فرزندش

شبیهِ مادری هستم که دیدهِ داغ فرزندش

چنان دردی به دل دیدهِ که یادش رفته لبخندش

شبیهِ دکتری هستم که باید با خبر سازد

مریضی را که حالا ناموفق بوده پیوندش

شبیهِ آبرو داری خطا افتاده در زندان

همان مردی که رسوایی به بار آورده پابندش

من امشب ناله ها دارم که عرشش را بلرزانم

هزاران گفت و گو دارد دلم با آن خداوندش

"زمانی که مقدر گشته سهم دیگران باشد

به جز حسرت چه خواهد داشت،یار آرزومندش"

سرگشته
دیدگاه ها (۳)

می توان از شعر هر کس غصه هایش را شنیدغصه ی بی انتهای قصه های...

آخرش زهر خوته رختی وَم ای خوش خط و خالپرورش دام یه عمری تنه ...

می روم با یک اشاره درد سر لازم نبودچند سالی هی گلاویزی و جر ...

الد مِی افتین ما هم پرورشگُی مار بیهر که جفتم بی خدایا فکر ص...

شبیهِ ما دری هستم که دیدهِ داغ فرزندشچنان دردی به دل دیدهِ ک...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِاَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا ...

«سقوطِ در ترازِ اختلاس؛ فروپاشیِ نظمِ زرسالار — بهرام محمدی»...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

ویدیوی محصول در دایرکت

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

بامااطلاعات خودراافزایش دهید *تشکرازلایک و حضورتون*

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط