می روم با یک اشاره درد سر لازم نبود
می روم با یک اشاره درد سر لازم نبود
چند سالی هی گلاویزی و جر لازم نبود
خوب دیدم اخرش دل می رود از دست تو
آه و نفرینِ دلم هم اینقدر لازم نبود
با خودت اصلا نبودی راست ،کج رفتی گلم
حال دارد می رود عمرت هدر لازم نبود
پای عشقت چند سالی من خودم افتاده ام
درد دارد سر بریدن با تبر لازم نبود
زندگی را با نبودت یک جهنم کرده ای
قعر دوزخ رفته ام دیگر شرر لازم نبود
سرگشته
چند سالی هی گلاویزی و جر لازم نبود
خوب دیدم اخرش دل می رود از دست تو
آه و نفرینِ دلم هم اینقدر لازم نبود
با خودت اصلا نبودی راست ،کج رفتی گلم
حال دارد می رود عمرت هدر لازم نبود
پای عشقت چند سالی من خودم افتاده ام
درد دارد سر بریدن با تبر لازم نبود
زندگی را با نبودت یک جهنم کرده ای
قعر دوزخ رفته ام دیگر شرر لازم نبود
سرگشته
- ۶۵۶
- ۱۷ مرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط