کاش ای تنها امیدزندگی
کاش ای تنها امیدزندگی
می توانستم فراموشت کنم
یاشبی چون آتش سوزان دل
ازمزار سینه خاموشت کنم
کاش چون خواب گران از دیده ام
نیمه شبهایاد رویت می گریخت
مرغ دل افسرده حال وبسته پر
ازدیار آرزویت می گریخت
کاش از باغ خوش رویای تو
دفتر اندیشه ام پرمی گرفت
فارغ از اندیشه ی هجران و وصل
زندگی بی عشق ازسر می گرفت
کاش احساس نیاز دیدنت
از وجودم چون وجودت دوربود
دردلم آتش نمیزد آن نگاه
کاش آن شب چشمهایم کور بود
کاش آنشب در گلستان خیال
ای گل وحشی نمیچیدم تورا
تا نسوزم در خزان ارزو
کاش هرگز نمیدیدم تورا
می توانستم فراموشت کنم
یاشبی چون آتش سوزان دل
ازمزار سینه خاموشت کنم
کاش چون خواب گران از دیده ام
نیمه شبهایاد رویت می گریخت
مرغ دل افسرده حال وبسته پر
ازدیار آرزویت می گریخت
کاش از باغ خوش رویای تو
دفتر اندیشه ام پرمی گرفت
فارغ از اندیشه ی هجران و وصل
زندگی بی عشق ازسر می گرفت
کاش احساس نیاز دیدنت
از وجودم چون وجودت دوربود
دردلم آتش نمیزد آن نگاه
کاش آن شب چشمهایم کور بود
کاش آنشب در گلستان خیال
ای گل وحشی نمیچیدم تورا
تا نسوزم در خزان ارزو
کاش هرگز نمیدیدم تورا
- ۳.۱k
- ۰۴ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط