{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برادر ناتنی بد 🎀

برادر ناتنی بد 🎀

p¹⁷
+تو چه خبر الان نباید دانشگاه باشی

~دو سه روز میخوام کره باشم بعد میرم نیویورک
راستی هانا بهت نگفتم من دارم قرار میزارم

+اوووو با کی؟

~یکی از هم کار هاییه بابام فیلیکس

+خوشبخت باشین بیاین بشنید

~بس کو خاله و شوهرش

+/خنده/ رفتم ماه عسل

×چه زوج عاشقی منم دلم خواست

+~/خنده/

رفتم شیرینی و قهوه براشون آوردم که

~هانا تو کسیو دوست نداری با کسی نیستی؟..

قبل از این که بخوام جواب بدم یوری جواب داد

×هانا با کسی نیست دختر عمو ولی...عاشقه..

~هانا جدی/ذوق/

+یوری میکشمت

+نع بابااا زر میزنه

×چرااا دروغ میگه تو عاشق جونگکوکی.

+یوری
~راست میگه هانا تو عاشق جونکوکی‌؟

سرم رد انداختم پاین و گفتم

+اره/بغض/

~چرا آخه بغض میکنی دوست نداشتی من بفهمم؟.

+نه چون...چون.. ج.جونگکوک الان...ب.برادرمه

~چ..چی !!!!

~پس هانا سعی کن جونگکوک رو عاشق خودت کنی

+آخه اون یه نفر رو دوست داره

~کیو؟

+آنا.لین آنا

~آنا اما اون که..

×تو اونو میشناسی

~معلومه.. چقدر یه آدم میتونه عوضی باشه..


...
دیدگاه ها (۲)

برادر ناتنی بد🎀¹⁸×میرا نمیخوای بگی چیزی!؟~هانا من و انا تو ی...

برادر ناتنی بد 🎀p¹⁶+نمیدونم چی بگم ولی سعی کن فراموشش کنی م...

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۱۷ | مردی که اسمش را می‌دانستبارو...

shede and shineپارت 4رسیدم عمارت که رفتم تو اتاقم.....یه لبا...

پارت چهاردهم جونگکوک وقتی به ادرس رسید سریع به سمت اتاق تهیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط